بررسی آثار تربیتی و روان شناختی نماز از دیدگاه قران و روایات اسلامی"
کلید واه ژ ها : نماز، آثار تربیتی فردی ، روان شناختی فردی و پرورش فردی
مقدمه
نـمـاز در لـغت به معناى پرستش،نياز, سجود،بندگى و اطاعت،, خم شـدن بـراى اظـهـار بـندگى و اطاعت و يكى از فرايض دين و عبادت مـخصوصى است كه مسلمانان پنج بار در شبانه روز به جا مى آورند.
نـماز يعنى خدمت و بندگى،, فرمان بردارى،, سر فرود آوردن و تعظيم كردن به نشانه احترام.
نماز،داروى نسيان و وسيله ذكر خداوند است. نـمـاز،, رابـطه معنوى مخلوق با خالق است. نماز يعنى دل كندن از مـاديـات و پـرواز دادن روح; يـعـنى پا را فراتر از ديدنى ها و شنيدنى ها نهادن. و ما در این مقاله که به روش میدانی (کتابخانه ای ) انجام گرفته بران هستیم تا با دیدگاهی ترکیبی،و با رویکرد روان شناسی فردی آثار تربیتی نماز را با مراجعه به کتاب آسمانی قران و احادیث مورد بررسی قرار دهیم امیدوارم که مورد رضای حق تعالی قرار گیرد .
تاریخچه نماز در قرآن و حديث
فـلـسـفـه, فايده و آثار, شرايط و آداب و اوصاف نماز در آيات و روايـات بـسـيارى آمده كه پرداختن به همه آن ها در اين جا ممكن نـيـسـت, لـكـن بـه طور مختصر قطره اى از درياى معارف اسلامى را درباره نماز بازگو مى كنيم.
نماز, بزرگ ترين عبادت و مهم ترين سفارش انبيا است. لقمان حكيم پـسـرش را بـه نـمـاز تـوصـيه مى كند.1 حضرت عيسى(ع) در گهواره فـرمـود: خـدايـم مـرا بـه نـماز و زكات سفارش كرده است.2 حضرت ابـراهـيـم(ع) هـمـسر و كودك خويش را در بيابان هاى داغ مكه آن هـنـگـام كه هيچ آب و گياهى نداشت, براى به پا داشتن نماز مسكن داد.3 گـرچـه بـعـضـى نـمـاز را به خاطر بهشت يا ترس از عذاب جهنم مى خـوانند, اما حضرت على(ع) نه براى تجارت و ترس از آتش, بلكه به خاطر شايستگى خدا براى عبادت نماز مى خواند.4 نـمـاز, اهرم استعانت در غم ها و مشكلات است. خداوند مى فرمايد: از صبر و نماز در مشكلات كمك بگيريد و بر آن ها پيروز شويد. نـمـاز بـه مـنزله پرچم و نشانه مكتب اسلام است. پيامبر اكرم مى فرمايد: (علم الاسلام الصلوه). نـماز به منزله سر نسبت به تن است. پيامبر(ص) مى فرمايد: (موضع الصلوه من الدين كموضع الراس من الجسد).5 نـمـاز بـراى اولـياى خدا شيرين و براى غير آنان دشوار و سنگين است. قرآن مى فرمايد: (وانها لكبيره الا على الخاشعين).6 در اهـمـيـت نـمـاز همين بس كه حضرت على(ع) در جنگ صفين و امام حـسين(ع) در ظهر عاشورا دست از جنگ كشيدند و به نماز ايستادند. و آن گـاه كـه بـه عـلى(ع) ايراد گرفتند كه چه هنگام نماز است؟ ايـشـان فرمود: ما براى همين مى جنگيم تا مردم اهل نماز باشند.
حضرت على(ع) درباره نماز بارها سخن به ميان آورده كه در اين جا به یک نمونه اشاره مى كنيم.
در خـطـبـه 196 نهج البلاغه گوشه هايى از مفاسد اخلاقى هم چون كـبر و سركشى و ظلم را برمى شمارد و آن گاه مى فرمايد: نماز به هـمـه وجـود انـسـان آرامـش مى بخشد, چشم ها را خاضع و خاشع مى گـردانـد, نـفس سركش را رام و دل ها را نرم و تكبر و بزرگ منشى را محو مى كند.7
تاثیرات نماز بر تربیت فردی
1-دوری از احساس پوچی و خلأ
شاید یكی از عوامل مؤثر در پیدایش این حالت روحی، فاصله گرفتن تدریجی بشر از مذهب و رویكرد عجولانه و شتابنده او به علم، پس از دوره نوزایی(تجدید حیات علم) در اروپاست. او به تصور جایگزینی علم به جای مذهب، كوشید تا پیوندهای دینی خود را بگسلد ولی زمانی كه در این راه ناكام شد و علم از عهده تأمین خواسته های آدمی برنیامد، دیگر جایگزینی برای آن وجود نداشت. لذا از درون احساس خلأ، بیهودگی و پوچی نمود.
نماز، پیوند میان آدمی و بی نهایت است. رشته های چنین ارتباطی از زمین تا آسمان، برقرار می شود و علاوه بر اتصال روح به مطلق وجود، او را از محتوی و معنا، سرشار و اقناع می كند. زیرا هر نوع ارتباطی، بر روح انسان تأثیر معینی بر جای می گذارد و به همان میزان و متناسب با آن«تصویر فرد از خویشتن» نیز، تغییر می یابد. این پدیده همچنان در جریان زندگی، دستخوش تحولات مختلفی واقع می شود. چنین تصویری از درون خود داشتن، به گونه ای بر رفتارهای فرد، آثاری بر جای می نهد كه لحظه ای از وی جدا نیست بلكه شخص در حقیقت با آنها زندگی می كند. و هر لحظه و در صورت اراده، می تواند آن تصویر را بدون واسطه در ذهن خویش حاضر نماید. این یكی از وجوه علم حضوری است یعنی علم آدمی به خویشتن خود بدون واسطه، است. علاوه بر آن آدمی، بیش از سایرین به نفس خویش، بینش و بصیرت دارد.
اولیای خدا، با نماز و یاد خدا، خود را نیازمند به چیز دیگری نمی یافتند. یكی از عواملی كه زندگی را از حالت روزمرگی و پوچی، خارج نموده و به آن شادابی، تنوع و تحول خاصی می بخشد. وجود برنامه ای منسجم و منظم برای هر روز آدمی است. نماز برنامه ای منظم برای ارتباط انسان و خدا در پنج نوبت شبانه روز است. پنج وعده ای كه در حقیقت پنج میعادگاه ملاقات محب و محبوب می باشد. هر نماز تا نماز بعد، به انسان بهانه ای برای زیستن و دلیلی برای بودن می بخشد. گفتگوهای رازورانه عاشق و معشوق، در آدمی این احساس را زنده می كند كه تا زمانی كه كسی را برای گفتگو و ارتباط حاضر می بیند، زندگی قابل زیستن است به ویژه آنكه طرف گفتگو، محبوب دلها و هستی آفرین باشد. از سوی دیگر چنین ارتباطی به نمازگزار تفهیم می كند كه:
ـ عالم هستی چون مخلوق خدای تعالی است، دوست داشتنی می باشد. ـ عالم هستی، بیهوده و بی معنا خلق نشده است، قرآن كریم نیز بر این معنا تكیه دارد:«افحسبتم انما خلقناكم عبثاً و اینكم الینا لا ترجعون8.انسان نیز به عنوان زیر مجموعه عالم هستی، بیهوده و بی معنا آفریده نشده است بلكه در خلقت او منظوری اساسی و مهم نفهته است.
ـ عبادت پروردگار به معنای وسیع آن كه منتج به رشد و بالندگی آدمی می شود، از منظورها و مقاصد اصلی خلقت انسان تلقی شده است به مصداق آیه شریفه«و ما خلقت الجن و الانس الا یعبدون9.
2- دوری از گناه:
نمازگزار ناچار است كه برای صحت و قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، یكی از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است كه درآن به كار میرود، مانند آب وضو و غسل، جامهای كه با آن نماز میگزارد و مكان نمازگزار، این موضوع سبب میشود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید؛ زیرا بسیار مشكل است كه یك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد.گویا آیه زیر به همین نكته اشاره میكند و میفرماید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز میدارد.» 10.
بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولی نماز در پیشگاه خداوند این است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غیبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهیزد؛ از مشروبات الكلی اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاك به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقی ناگزیر است تمام این امور را رعایت كند. روی همین جهات، پیامبر گرامی ما(صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: نماز چون نهر آب صافی است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثیف نمیشود. همچنین كسی كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شست و شو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمینشیند.آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه میتواند نشانه كوچكی از اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد.
3- انضباط و وقتشناسی:
نمازهای اسلامی هر كدام برای خود وقت مخصوص و معینی دارد و فرد نمازگزار باید نمازهای خود را در آن اوقات بخواند، لذا این عبادت اسلامی به انضباط و وقتشناسی كمك مؤثری میكند.بالاخص كه نمازگزار باید برای ادای فریضه صبح پیش از طلوع آفتاب از خواب برخیزد، طبعا یك چنین فردی گذشته از این كه از هوای پاك و نسیم صبحگاهان استفاده مینماید، به موقع فعالیتهای مثبت زندگی را آغاز میكند.آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه میتواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد.
4-آرامش درونی
انسان موجودی است دو بعدی، یک بعد او مادی و از جنس آب و خاک است؛ مانند: جسم، و بعد دیگرش معنوی است و با خدا پیوند دارد؛ مانند: روح. قرآن کریم در چند جا به این موضوع اشاره دارد: (( فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین؛11.پس آن گاه که او را استوار ساختم[ و شکل او را کامل کردم] و از روح خود در او دمیدم، بر او سجده کنید.))
همان طور که عالم طبیعت و زمین از سوی خدای بزرگ برای تأمین نیازهای مادی انسان اعم از نوشیدنی ها، پوشیدنی ها و خوراکی ها قرار داده شده است، ایمان به خدا و پیوند به منبع لایزال الهی نیز تأمین کننده نیازهای روحی انسان به شمار می رود و او را از انواع گرفتاری ها و فشارهای روحی و روانی دور می کند.پیامبر گرامی اسلام می فرماید: (( آن که خدا انیس اوست، تنها نمی ماند و به وحشت نمی افتد.))12. از امام علی(علیه السّلام) نقل شده که فرمود: (( همسایه ی خدای سبحان در امان است و دشمن او هراسان.))13. امام سجاد(علیه السّلام) در جمله ای می فرماید: (( خدایا! اگر اندوهگین شوم، تو وسیله آسایش خاطر منی و اگر تهی بمانم، تو خزانه ی منی، در سختی و بدبختی پناه من تویی، و آن چه از دست بدهم تو جای آن را پر توانی ساخت و آن چه تباه شود تو آن را درست توانی کرد.))14. امام صادق(علیه السّلام) می فرماید: (( چه چیز شما را باز می دارد از این که هرگاه غمی از غم های دنیا به شما رو آورد وضو بگیرید و وارد مسجد شوید و دو رکعت نماز بخوانید و آن گاه از خدا بخواهید که خواسته ی شما را برآورده سازد، آیا نشنیده اید که خداوند می فرماید: (( استعینوا بالصبر و الصلوة؛ به وسیله ی صبر(روزه) و نماز از خدا مدد بگیرید.))15. بزرگ ترین درد برای انسان های عارف و عاشق درد جدایی از خداست. امیرمؤمنان علی(علیه السّلام) در دعای کمیل می فرماید: (( خدای من اگر بر آتش سوزانت صبر کنم بر سوز فراق و جدایی از تو چگونه صبر خواهم کرد!)) بی دلیل نیست که دلباختگان به حق، عاشقانه به نماز روی آورده و برای انجام آن سر از پا نمی شناسند، چرا که بنا بر فرمایش امام علی(علیه السّلام): (( الصَّلوةُ قُربانُ کُلِّ تَقّیٍ)) نماز، پرواز روح است و نردبان اوج، وسیله ای است که تقوا پیشگان را به خدا نزدیک می سازد.از این نماز غرض آن بود که من با تو حدیث درد فراق تو باز بگذارمبه عشق روی تو من رو به قبله آوردم و گرنه من ز نماز و ز قبله بیزارم قرآن کریم یاد خدا را مهم ترین دست آورد نماز دانسته می فرماید: (( اقم الصلوة لذکری16. نماز را برای یاد من به پا دار)). و در جایی دیگر بر این موضوع تاکید دارد که آن چه از یاد خدا نصیب انسان می شود آرامش و اطمینان خاطر است: بدانید که تنها با یاد خدا دل ها آرامش می یابند))17. بر سر آتش دل سوختم و دود نکرد آب بـر آتش دل ریختم و ســــــود نکردآزمودم دل خود را به هزاران شیوه هیچ چیزیش به جز وصل تو خشنود نکرد
(مولوی) نه انبوه ثروت، التیام بخش درد جدایی از حق است و نه تکیه بر قدرت و پست و مقام، چرا که نماز، پرستشی است عاشقانه، پیوندی است به سرچشمه ی پاک و زلال رحمت بی کران الهی؛ یعنی خروج از تنهایی ها، ناآرامی ها و رسیدن به زیباترین لحظه های زندگی.(( نماز، سوختن است و درد کشیدن هم چون شمع در محراب... نماز، پرواز روح آدمی به کانون روحانی جهان است، احساس وصل، شوق پیوند و گریز از جدایی؛ یعنی فرار از تباهی و پوچی و بی معنا شدن)) 18. و رسیدن به اوج آرامش و پایداری.
مهاتما گاندی، رهبر فقید هند، می گوید: (( دعا و نماز، زندگی مرا نجات داده است، من بدون آن ها مدت ها پیش دیوانه شده بودم، من در تجارب زندگی عمومی و خصوصی خود تلخ کامی های بسیار سخت داشته ام که مرا دستخوش ناامیدی می ساخت؛ اگر توانسته ام بر این ناامیدی ها چیره شوم، به خاطر دعا و نمازهایم بوده است.))19. ویلیام جیمز، روانشناس معروف، می گوید: (( ما به واسطه ی نماز می توانیم وارد انبار بزرگی از نشاط عقلانی شویم که در شرایط عادی یارای وصول دان را نداریم.))20 .
5-نظافت و سلامت جسم :
از آنجا كه نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگی پاك سازد؛ ناچار یك فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه یك امر حیاتی است كمك میكند. یکی دیگر از ارمغان های نماز برای نمازگزاران، نظافت و پاکیزگی است.
به قول استاد شهید مرتضی مطهری(قدس سرّه) : خدای بزرگ بسیاری از اصول تربیتی و مسایل اخلاقی، حقوقی و اجتماعی را در نماز جای داده است که یکی از آن ها، نظافت و پاکیزگی است. توصیه اسلامی به استعمال بوی خوش، پوشیدن بهترین و پاکیزه ترین لباس ها، مسواک زدن به هنگام نماز و یا دستور به پاک بودن بدن و لباس از خون و آلودگی ها، پاک بودن محل نماز و مهر نماز، ((مسئله غسل، مسئله وضو، دائم الوضو بودن، دائم الطهاره بودن که یکی از سنت های اسلامی است و غسل های مستحبی به عناوین مختلف...، این خود یک برنامه ی نظافت است در ضمن عبادت.))21.
این امور علاوه بر آن که در نظافت و پاکیزگی محیط بسیار تأثیر دارند، سلامت جسم و بهداشت بدن را نیز تأمین می کنند.
6- نماز و رفع نگراني و اضطراب فردی
اضطراب و نگراني يكي از بزرگ ترين بلاهاي زندگي انسانها بوده و عوارض ناشي از آن در زندگي فردي و اجتماعي كاملا محسوس است. از سوي ديگر، آرامش يكي از گم شده هاي مهم بشر بوده و به هر دري مي زند تا آن را پيدا كند. اگر گزارش تلاش و كوشش انسانها را در طول تاريخ براي پيدا كردن آرامش از راههاي صحيح و كاذب جمع آوري كنيم، خود كتاب بسيار قطوري خواهد شد.
خداوند متعال در قرآن كريم درمان تمام نگراني ها و اضطرابها را ياد و ذكر خدا معرفي مي كند. نماز يكي از مصاديق كامل ذكر خداست و خداوند متعال فلسفه نماز را ظهور ياد خدا در دلها بيان كرده است. « نماز را به خاطر ياد من به پا دار.» 22. در تشريع نماز رازهايي وجود دارند كه به تمام آنها نمي توان پي برد، ولي با توجه به روايات و قرآن كريم، مي توان به بعضي از آنها دست يافت. مهمترين راز اقامه نماز «طهارت ضمير» است تا انسان جانش را از هرچه غير خداست پاك كند. انسان در هر لحظه به خداي متعال و عنايت او احتياج دارد و اگر عنايت الهي لحظه اي از انسان قطع شود، نابود و هلاك مي گردد. دل انسان تنها با ياد و ذكر خدا آرام مي گيرد و قلب انسان با ذكر و نام او نوراني و با صفا مي شود.
وقتي قرآن كريم سخن از نماز به ميان مي آورد، مي فرمايد: «نماز بخوانيد تا ياد مرا زنده كنيد» و من به وسيله نماز در ياد شما ظهور مي كنم. اگر ياد خدا به وسيله نماز در دل ظهور كرد، آن دل مطمئن است.
دل انسان نمازگزار مطمئن است و چيزي او را نمي هراساند. كسي كه دلش با ياد خدا مطمئن و محكم است، آرامش روحي و رواني دارد و هيچ هراسي از غير خدا ندارد و اميدوار و آرام است؛ چون متكي به قدرت و عظمت الهي است و انوار الهي در درونش رسوخ كرده و ياد خدا عامل طمأنينه او شده است.
در قرآن درباره اسرار نماز مي خوانيم: «طبع انسان در برابر شدايد جزع مي كند، و اگر خيري به او برسد سعي مي كند انحصارطلب باشد و به ديگران ندهد، اگر رنج و شري به او برسد جزع و بي تابي مي كند، صبر را از دست مي دهد، و اگر خيري به او برسد از ديگران منع مي كند، مگر نمازگزاران23.
- بررسي علل نگراني و اضطراب درون
الف. احساس پوچي و بي هدفي در زندگي
گاهي ريشه نگراني هاي آزاردهنده انسان، احساس پوچي زندگي و بي هدف بودن آن است، ولي كسي كه به خدا ايمان دارد و مسير تكاملي زندگي را به عنوان يك هدف بزرگ پذيرفته است و مي داند كه خداي بزرگ مالك و صاحب اختيار عالم و جزا دهنده است، از سرگرداني و اضطراب نجات پيدا مي كند.
ب. آينده تاريك و مبهم
گاهي اضطراب و نگراني به خاطر آينده تاريك و مبهمي است كه در برابر فكر انسان خودنمايي مي كند. احتمال زوال نعمتها، گرفتاري در چنگال دشمن، ضعف، بيماري، درماندگي و احتياج، همگي آدمي را رنج مي دهند، اما ايمان به خداوند و اعتقاد به او و منشأ كمك و ياري دانستن او، انسان را آرام و مطمئن مي كند.
ج. نگراني به خاطر دريافت نكردن پاداش
گاهي انسان براي رسيدن به يك هدف زحمات زيادي متحمل مي شود، اما كسي را نمي بيند كه به زحمت او ارج نهد و از او قدرداني كند. اين ناسپاسي او را بشدت رنج مي دهد و در حالت اضطراب و نگراني فرو مي برد. اما هنگامي كه احساس كند كسي از تمام تلاشها و كوششهاي او آگاه است و به آن ارج مي نهد، جاي نگراني برايش باقي نمي ماند24.
از طريق ذكر است كه روحانيت و بُعدِ معنوي فرد بر بُعد خاكي و زميني و مادي او غلبه مي كند و درمي يابد كه شك و دودلي خاطره اي شيطاني است، و اضطراب و پريشاني درون از وسوسه هاي شيطان ريشه مي گيرد. آن گاه كه انسان در عبوديت خويش داراي اخلاص باشد و در جهت اطاعت از پروردگار خود بكوشد، خداوند متعال او را سرپرستي كرده، هم و غم او را زايل مي سازد. در چنين وضعي، كسي كه به ياد خداست، در همراهي خدا به سر مي برد و آن گاه كه ابتلائات و گرفتاريها بر انسان ذاكر يورش مي آورند و زندگاني، با رنج ها و آلامش، بر او سنگيني مي كند، از رهگذر ذكر و ياد خدا به اطمينان دست مي يابد و از قناعت و رضايت خاطر برخوردار مي شود. كسي كه با ياد و ذكر خدا، خود را در حضور حق مي بيند، هيچ گونه ناله و شكوه اي ندارد، زيرا جايي براي ناراحتي و اضطراب و ترس و بيم در وجود او نيست و دلش با ياد خدا آرام و مطمئن گشته است.
يكي از دانشمندان اسلامي مي گويد: از طريق ذكر، همه مخاوف و ترسها و بيمها از ميان برمي خيزند و همه ناراحتيها از آدمي دور مي شوند. آن گاه كه فرد به ياد خدا مي افتد، قلبش با طمأنينه، معمور و آباد مي گردد و مالامال از رضا مي شود. قلبي كه آكنده از ترس و يأس بود، لطف و توجه پروردگار آن را زير سايه خود قرار مي دهد و به اين يقين و قاطعيت مي رساند كه رهيدن از ناراحتيهاي دروني، سهل و هموار است و مي توان وسوسه ها را در هم كوبيد و تخيلات باطل را از خود به دور ساخت. چنين فرد ذاكري با خداست و از هيچ امري بيمناك نبوده، از هيچ چيزي نمي ترسد و به هيچ عارضه رواني دچار نمي گردد. اين حالت به خاطر ثباتي، كه خداوند متعال در دل او ايجاد مي كند به هم مي رسد25.
اما كسي كه از خدا غافل، و گرفتار تكبر و خودخواهي باشد به خويشتن ستم مي كند، چون مي پندارد كه عاقل و خردمند است و ديگران جاهل و نابخردند. ولي بايد گفت: در واقع، خود او نادانترين افراد و نابخردترين مردمان است. «آنكه از ياد من روي گردان است، زندگاني اش سخت و غيرقابل تحمل خواهد بود.» 26.
«ذاكر» كسي است كه خدا نيز به ياد او است: «و از من ياد كنيد تا به ياد شما باشم.» 27.
وقتي دچار گناه مي گردد، احساس جرم نموده، سقوط در معاصي، وي را بيمناك مي سازد. سپس وقتي به خداي روي مي آورد همواره خداي را ياد مي كند، خدا نيز او را مشمول آمرزش خويش قرار مي دهد و هم و غم و تنگناهاي زندگاني او را برطرف مي سازد.
پيامبر گرامي(ص) فرمودند: « مَثَل خانه اي كه در آن از خدا ياد مي شود و خانه اي كه در آن ذكري از خدا به ميان نمي آيد مانند مَثَل زنده و مرده است.»
دلي كه مركز ياد و ذكر خداست، آباد و آرام است و دلي كه از ياد خدا تهي است ويران و تاريك، و اندوه و اضطراب آن را فرا گرفته است. تنها ياد خدا و ذكر او دلها و روحهاي پريشان را دوا مي كند و آرامش واقعي را به ارمغان مي آورد.
گاندي رهبر مقاومت هندوستان مي گويد: «دعا و نماز، زندگي ام را نجات داده است. بدون آنها بايد از مدتها پيش ديوانه مي شدم. من در تجارب زندگي عمومي و خصوصي خود، تلخ كامي هاي بسيار سختي داشته ام كه مرا دستخوش نااميدي مي ساختند، اگر توانسته ام بر اين نااميديها چيره شوم، به خاطر نمازها و نيايش هايم بوده است. دعا و نماز را مانند حقيقت بخشي از زندگي خود نمي شمارم. فقط به خاطر نياز و احتياج شديد روحي آنها را به كار مي بسته ام، زيرا اغلب خود را در وضع و حالي مي يافتم كه احتمالا بدون دعا و نماز نمي توانستم شادمان باشم. هرچه زمان گذشت، اعتقاد من به خداوند افزايش يافت و نياز من به دعا و نماز بيشتر شد و بدون آنها زندگي برايم سرد و تهي بود28.
7- نماز و پرورش تمركز ذهن و صفاي درون
اضطراب فكري و تنش هاي رواني از بيماريهاي مهلكي هستند كه بشريت قرن حاضر را تهديد مي كنند. روانكاوان و دانشمندان مي كوشند تا راههاي كاهش بار فكري انسانها را پيش بيني كنند و براي مقطعي به فكر و روان او استراحت دهند و او را از دگرگوني هاي روحي نجات بخشند. مهار اين پراكندگي هاي فكري و تنشهاي دروني شرط نخست دست يابي به نبوغ، درايت و فهم مسائل است. به همين دليل، كوشش مي شود مكانهايي كه براي مطالعه و تحقيق در نظر گرفته مي شوند، از آرام ترين و مطبوع ترين و دل انگيزترين مكانها باشند تا امكان تمركز ذهن و رفع نگراني را فراهم آورند.
روانشناس معروف، ويليام مولتون مارستن، معتقد است: «بيشتر مردم از حيث قدرت تمركز حواس در ارتباط با مسائلي كه تصميم گيري در ارتباط با آن به عهده آنان نهاده شده، عاجزند و همين تشتت و پراكندگي موجب خطا و سرگرداني آنان مي شود، در حالي كه عقل انساني اگر تمركز قوي و شديد نسبت به امري پيدا كند، به صورت يك ابزار جبران كننده، ايفاي نقش خواهد نمود.»
سپس با استناد به سخن يكي ديگر از روانشناسان، كه به «پدر روان شناسي» معروف است، مي افزايد: «فرق نوابغ و افراد عادي، در امكان تمركز ذهن و قواي عقلاني است، نه در توانمندي و ساير صفات فكري.»
نماز اين عمود دين و معراج مؤمن اگر با شرايط باطني و ظاهري انجام شود نه تنها ذهن را در مدار تمركز مي نهد، بلكه درون را نوراني و با صفا مي كند و اگر انسان حضور قلب و توجه در نماز را به خوبي درك كرده باشد توان آن را پيدا مي كند كه در يك لحظه تمام قواي ذهني را متوجه يك چيز بكند و در نماز اين تمرين را به دفعات انجام داده است.
در روايتي نقل شده است كه حضرت علي(ع) به عبادت علاقه شديد داشت و مناجات با خداوند را بالاترين لذت مي دانست و بر هر لذت ديگري ترجيح مي داد. عبادت را به خاطر شوق بهشت و ترس از جهنم انجام نمي داد، بلكه خدا را سزاوار پرستش مي دانست29. براي عاشق جمال حق و جوياي سعادت، هيچ لحظه و زماني شيرين تر و لذيذتر از خلوت با معشوق و جان جانان نيست و وقتي با اوست و در محضر اوست، به عالي ترين وجد و سرور نايل مي شود و نماز عالي ترين و نزديكترين راه براي رسيدن به اين مقام است.
8- نماز، برطرف كننده تكبر
انسان طالب كمال و سعادت خويش است، مي خواهد هم در دنيا و هم در آخرت سعادتمند گردد، و سعادت و كمال انسان در پرستش خداوند و اطاعت او نهفته است، زيرا ممكن الوجود زماني به كمال مي رسد كه به واجب الوجود بپيوندد و نماز، اين اكسير عظيم، عبارت است از: تلاش و جلوه معنوي اشرف مخلوقات در پيشگاه خالق اكبر. در نماز، گفتارها و كردارها، همه براي تواضع و خشوع در مقابل حضرت حق تعالي هستند و توجه به قدرت لايزال حضرت حق و تمسك و توكل انسان نمازگزار بر آن منبع عظيم است و با ياد او آرام و استوار است.
امام سجاد(ع) مي فرمايد: «خدايا! دلهاي ما را به ياد خود از هر يادي، و زبانهايمان را به سپاس خود از هر سپاسي، و اندامهايمان را به طاعت خود از هر طاعتي مشغول گردان.» 30.
با راز و نياز و نماز است كه انسان متوجه فيض الهي مي گردد و شيريني عبادت و سجده را درك مي نمايد. نماز اگر با شرايط خاص و مطلوب اقامه شود، انسان را تربيت مي كند و تكبر را، كه يكي از بيماريهاي روحي و اخلاقي است، درمان مي كند.
اساس تكبر اين است كه انسان خود را برتر از ديگران مي داند (خود برتربيني) و توقع دارد ديگران به او احترام كنند و صدرنشين مجلس باشد و همه در مقابلش تعظيم كنند. علماي اخلاق تكبر را به سه بخش تقسيم كرده اند كه يكي از آنها «تكبر در برابر خداوند» است و منظور از آن، كه بدترين نوع تكبر است و از نهايت جهل و ناداني سرچشمه مي گيرد، اين است كه انسان ضعيف خود را بنده خدا نداند، بلكه مردم را به بندگي و اطاعت خود دعوت كند.
كسي كه هر روز پنج بار با حال خضوع و خشوع، يعني در نهايت تواضع ظاهري و باطني در برابر پروردگار خود مي ايستد و در هر نماز، چندين بار به ركوع و سجود مي رود و اظهار بندگي و تواضع مي كند، نه تنها در مقابل خدا، بلكه در مقابل بندگان خدا هم تكبر نمي ورزد و خود را كمتر از آن مي داند كه در مقابل خالق و آفريدگار خود تكبر و خود برتربيني داشته باشد. امام علي(ع) مي فرمايد: « خداوند ايمان را براي پاكي از نجاست شرك و نماز را براي پاكيزگي از پليدي كبر، واجب گردانيده است. 31.
امام خميني(ره) مي فرمايد: «چون نماز معراج كمالي مؤمن و مقرب اهل تقواست، متقدم به دو امر است كه يكي مقدمه ديگري است: اول. ترك خودبيني و خودخواهي، كه آن، حقيقت معراج و باطن تقواست. دوم. خداخواهي و حق طلبي، كه آن حقيقت معراج و قرب است.» 32.
9-نماز، رافع غفلت
«غفلت» داراي مفهوم گسترده اي است كه هرگونه بي خبري از شرايط زمان و مكان را (كه انسان در آن زندگي مي كند) شامل مي شود، اعم از واقعيتهاي حال و آينده و گذشته خويش و صفات و اعمال خود و پيامها و آيات حق و همچنين هشدارهايي كه حوادث تلخ و شيرين زندگي، به انسانها مي دهند. اما در اينجا، مراد «غفلت از ياد خدا» است.
خطري كه به وسيله «غفلت» و بي خبري از «ياد خدا» متوجه سعادت انسان مي شود، بيش از آن است كه تصور مي كنيم، غفلت اركان سعادت ما را ويران مي سازد و مانند آتش سوزان، خرمن زندگي را مي سوزاند و تمام امكانات و استعدادهاي خدادادي را بر باد مي دهد. هنگامي كه پيامبراكرم(ص) به معراج رفت، خطابهايي از سوي خداوند به او شد، از جمله اينكه «اي احمد!هرگز غافل مشو. هركه از من غافل شود، من اعتنايي نمي كنم كه او در كدام راه نابود مي شود.»
اين بيان به خوبي نشان مي دهد كه عاقبت غفلت از خداوند، هلاكت و نابودي است، زيرا غفلت سرچشمه بسياري از گناهان است و حتي باعث مي شود انسان از حيوانات هم پست تر گردد و در عذاب الهي گرفتار آيد.
قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: «به يقين، گروه زيادي از جن و انس را براي دوزخ آماده كرديم، آنها عقلهايي دارند كه با آن انديشه نمي كنند و چشمهايي دارند كه با آن حقايق را نمي بينند و گوشهايي كه با آن نمي شنوند، آنها همچون چهارپايانند، بلكه گمراه تر!، اينان همان غافلانند.» 33.
طبيعت زندگي دنيا، غفلت زاست، گاهي انسان را چنان به خود مشغول مي سازد كه همه چيز و حتي خويشتن را فراموش مي كند. نماز فرصت خوبي براي بازنگري در اعمال و بازيافتن خويش ونجات ازچنگال اهريمن غفلت فراهم مي سازد. نماز، اين ذكر عظيم الهي، انسان را هر روز متوجه معاد و روز جزا مي كند و باعث خروج انسان از غفلت و بي توجهي مي شود. وقتي انسان در هر روز، چندين بار مي گويد: «مالكِ يومِ الدين»، به ياد قيامت و عظمت آن و خالق آن مي افتد و سعي مي كند با اعمال و كردار خود، به مقام قرب الهي برسد تا سعادت آخرت نصيبش شود و به همين دليل، متوجه و هوشيار است و به بيراهه نمي رود و اعمال خود را در مسير سعادت و فلاح ابدي قرار مي دهد.
امام باقر(ع) در اين باره مي فرمايد: «هر فرد با ايماني نمازهاي واجب را به موقع و به طور صحيح انجام دهد، از غافلان نخواهد بود.» 34.
10-نماز، احياگر فضيلتها
اگر انسان نماز را با شرايطي كه شرع مقدس بيان فرموده و توصيه كرده است انجام دهد، خصلتها و فضيلتهاي انساني در وجودش زنده مي شوند و انسان را به سوي تربيت عالي بشري رهنمون مي نمايد. موضوع نيت پاك و اخلاص در آن، انسان را به گونه اي تربيت مي كند كه در هر كاري، هدفي عالي و خدايي داشته باشد و كارها را با توجه به هدف و مقصدي پاك انجام دهد و در كارش جز راستي و صداقت و امانت چيزي نباشد.
انسان در نماز روح تشكر و سپاس را كه از خصال عالي انساني است، در خود تقويت مي كند. اينكه در ضمن نماز، به پيامبراكرم(ص) سلام مي دهيم و از خدا مي خواهيم كه بر او و خاندانش درود بفرستد، در واقع نوعي تشكر و قدرداني از مروج نعمتهاي بزرگ نماز و اسلام است. انسان نمازگزار تسليم قضاي پروردگار است و تنها به او اميد دارد و از او كمك مي طلبد، از اين رو، در زندگي صبور و قانع است و احساس خشنودي مي كند، «نمازگزار با گفتن اياك نعبد و اياك نستعين، هرگونه حاكميت غير خدا را محكوم مي كند، هرگونه حقارت پذيري و استمداد از قدرت هاي پوشالي را نفي مي نمايد و به نمازگزاران، درس عزت در سايه بندگي خدا مي دهد، تا بنده و برده غير خدا نشوند و از تهديدها و تطميع هاي ديگران، نلغزند و راه خدا را كنار نگذارند.» 35.
11- نماز، باعث روشني دل
نماز معراج مؤمن است و اين معراج و عروج نه در فضاي باز آسمان، بلكه در فضاي معنويت و بندگي و براي رسيدن به قرب پروردگار و رسيدن به آرامش كامل است. وقتي چنين شد، باعث شكفتگي و طراوت وجود و روشني دل انسان مي شود و نور الهي در درون انسان و جوهره وجودي انسان حلول مي كند و از اين رو، پيامبر خاتم(ص) فرمودند: «خداوند روشنايي چشم و خوشحالي ام را در نماز قرار داده است.» 36. مراد از «روشني چشم» در اين روايت، روشني دل و درون است و اگر هر انساني نماز را با شرايطش انجام دهد، همين روشني و صفاي دل در او ايجاد مي شود و به انبساط خاطر نايل مي گردد.
الكسيس كارل مي گويد: «نيايش در روح و جسم تأثير مي گذارد و احساس عرفاني و اخلاقي را توأماً تقويت مي كند. در چهره كساني كه به نيايش مي پردازند، حس وظيفه شناسي، قلت حسد و شرارت و حس نيكي و خيرخواهي نسبت به ديگران نمايان مي شود. نيايش خصايص خود را با علامتهاي بسيار مشخص و منحصر به فردي نشان مي دهد: صفاي دل، متانت رفتار، انبساط خاطر، شادي بي دغدغه، چهره پر از يقين، استعداد هدايت، آمادگي براي پذيرش حق و راضي بودن به رضاي پروردگار.»
امام سجاد(ع) در مناجات «خمس عشره» مي فرمايد: و مشاهده تو تنها حاجت و نياز من، و نعمت همجواري با تو مطلوب من، و مقام قرب تو فراخناي خواهشم است. شادي و آرامش من در مناجات تو نهفته، و دواي بيماري و شفاي قلب سوزانم و فرو نشاندن حرارت دل و برطرف شدن اندوهم نزدتوست. پس تو در هنگام وحشت و ترس، انيس و مونس من باش و عذر لغزش هايم را بپذير و از زشتي هايم درگذر37.
12- نماز، باعث اميد و نشاط
ايمان به خدا و راز و نياز با او به انسان اميد و توان مي دهد، احساس مي كند به پناهگاه مطمئن و باقدرتي متكي است و بدين دليل، احساس نشاط و توانمندي مي كند و اگر اين ارتباط با آن منبع عظمت و رحمت قطع باشد، احساس دل تنگي و نگراني در او ايجاد مي شود و به بيماريهاي رواني گرفتار مي آيد.
روانشناسان و روانكاوان بزرگي همچون يونگ، اريك فروم، ويليام جيمز و ديگران به اين حقيقت اشاره كرده اند و ايمان به خدا را اساس و پايه پيشگيري و معالجه بيماري رواني مي دانند.
«ديل كارنگي» مي نويسد: «هنگامي كه كارهاي سنگين، قواي ما را از بين مي برد و اندوه ها هر نوع اراده اي را از ما سلب مي كند و بيشتر اوقات، كه درهاي اميد به روي ما بسته مي شود، به سوي خدا روي مي آوريم. ولي اصلا چرا بگذاريم روح يأس و نااميدي بر ما چيره شود؟ چرا همه روزه به وسيله خواندن نماز و دعا و بجاي آوردن حمد و ثناي خداوند، قواي خود را تجديد نكنيم؟»
حضرت علي(ع) مي فرمايد: «پروردگارا، تو از هر مونسي براي دوستانت مونس تري و از همه آن ها براي كساني كه به تو اعتماد كنند، براي كارگزاري آماده تري... اگر تنهايي سبب وحشت آنان گردد ياد تو مونس آنهاست و اگر سختيها بر آنان فرو ريزند به تو پناه مي برند.»38.
13-نماز و جلب رحمت پروردگار
خداي متعال، لطف ويژه و اقبال خاصي به نمازگزاران دارد، و روي آوردن پروردگار به بنده، سبب كاملي براي سعادت و رستگاري اوست. روي آوردن خدا به بنده به معناي آمرزيدن گناهان و برآوردن حاجتها و آباد كردن دنيا و عقباي او و نزديكي به بارگاه يزدان و برخورداري از لطف و رحمت ايزدي و سعادت ابدي است.
امام صادق(ع) مي فرمايد: «اگر نمازگزار مي دانست كه چگونه رحمت خدا او را فرا گرفته است سر از سجده برنمي داشت.» 39.
همچنين از ايشان روايت شده كه فرمود: نور را در دو چيز يافتم: در گريه و سجده، و براي سجده فضيلتهاي زيادي است، از جمله آمده است كه جمعي از رسول خدا(ص) خواستند كه از طرف خدا بهشت را براي آنان تضمين كند، حضرت فرمود: با اين شرط كه مرا به طول سجده ياري كنيد. آنان پذيرفتند. حضرت هم بهشت را براي آنان ضمانت فرمود.
اين سجده و نماز باعث مي شود كه انسان مقرب درگاه الهي شود و از اولياي الهي به شمار آيد و فاصله او با منبع فيض و رحمت كم گشته، به اقيانوس رحمت و بركات الهي متصل شود.
اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: «نماز موجب تقرب هر پرهيزگاري است.» 40.
كسي كه به خدا نزديكتر مي شود و از درياي رحمت الهي بيشتر فيض مي برد و به جايي مي رسد كه جزو اولياي الهي مي گردد و كسي كه جزو اولياي الهي قرار گيرد، هيچ حزن و نگراني ندارد و بركات الهي او را احاطه مي كنند. قرآن كريم مي فرمايد: «اولياي خدا خوف و حزني ندارند و غم و اندوهي بر آنان نيست.» 41.
«اولياي خدا كساني هستند كه ميان آنان و خدا حايل و فاصله اي نيست، حجابها از قلبشان كنار رفته و در پرتو نور معرفت و ايمان و عمل پاك، خدا را با چشم دل چنان مي بينند كه هيچ گونه شك و ترديدي به دلهايشان راه نمي يابد، و به خاطر همين آشنايي با خدا، كه وجود بي انتها و قدرت بي پايان و كمال مطلق است، ما سواي خدا در نظرشان كوچك و كم ارزش و ناپايدار و بي مقدار است.
14- نماز، مانع زشتي و منكر
آن گاه كه انسان دست از ماديات مي شويد و با لباسي پاكيزه از نجاست ظاهري و غصب و درآمد حرام به پيشگاه خدا روي مي آورد و در نماز خود، از خداوند رحمان و رحيم ياد مي كند و از او ياري مي خواهد كه به راه راست هدايتش كند، و او را همراه با ستمگران و گمراهان مغضوب درگاهش قرار ندهد و در جوي معنوي مملو از ياد خدا و توجه به دستورات او و دوري از گناه و نافرماني خدا قرار مي گيرد، اين حالت معنوي و توجه، غفلت را از او دور ساخته، از گناه و معصيت پروردگار بازش مي دارد.
خداوند متعال در قرآن مجيد مي فرمايد: « نماز را بپا دار، كه همانا نماز انسان را از پستي و پليدي باز مي دارد.» 42.
حضرت رضا(ع) درباره فلسفه نماز مي فرمايند: «علت نماز آن است كه نماز اقرار به ربوبيت خداوند بزرگ، نفي شريك براي او، قيام در پيشگاه او با حالت فروتني و خضوع و درخواست آمرزش گناهان، و نهادن پيشاني به خاك به منظور تعظيم خداوند بزرگ، و نيز بدان منظور است كه انسان همواره به ياد خدا باشد و او را فراموش نكند و با حالت فروتني و كُرنش، پيشرفت امر دين و دنياي خود را بخواهد. علاوه بر اين، نماز در پنج وقت موجب مداومت ياد خدا و ياد قيامت مي شود و اين ذكر مداوم و قيام در پيشگاه حضرت حق، انسان را از آلودگي به گناهان حفظ مي كند و از فساد باز مي دارد.»43.
البته وقتي نماز اين خاصيت را خواهد داشت كه انسان آن را با آداب و شرايط خاص خودش بجاي آورد و نماز را كامل و درست انجام دهد و گوش به فرمان نماز باشد و با حال معنوي و معرفت ويژه اين عبادت سِترگ را انجام دهد.
پيامبراكرم(ص) نيز مي فرمايد: «كسي كه به فرمان نماز توجه نكند، نمازش نماز كامل نيست، و اطاعت از فرمان نماز آن است كه خويش را از گناه و معصيت حفظ كند.»
البته ممكن است گاهي خاصيت بازدارندگي نماز سريع و فوري نباشد، و پس از مدتي نمازگزار را از گناه بازدارد. «روايت شده است كه جواني از انصار پشت سر پيامبر نماز مي خواند، ولي مرتكب فحشا مي شد، اين خبر را به پيامبر اسلام رساندند، حضرت فرمود: نمازش سرانجام، روزي او را از گناه باز مي دارد. چيزي نگذشت كه توبه كرد.»44.
بنابراين، خاصيت بازدارندگي نماز به دليل همان توجه قلبي به خدا و فرمان او و خاصيت معنوي نماز است و هر قدر انسان نماز را بيشتر با حضور قلب و توجه به معنا و فلسفه نماز و محتواي آن بخواند، به همان اندازه براي او سازنده بوده، به حالش مؤثر و مفيد خواهد بود، و اگر انسان بخواهد بداند كه از نماز چقدر بهره مي برد، بايد ببيند نماز تا چه اندازه در عمل و رفتار او اثر گذاشته است.
حضرت علي(ع) مي فرمايد: «نماز گناهان را مي ريزد، مثل ريختن برگ درختان، و آزاد مي كند گناهكار را، چنان كه كسي را از بند بگشايند45.در روايتي هم حضرت رسول(ص) فرمودند: «اگر جلوي در خانه شما نهر آبي باشد و هر يك از شما هر روز پنج نوبت در آن آب خود را شست وشو دهد، آيا از چرك و پليدي چيزي در بدنش باقي مي ماند؟ راوي مي گويد: عرض كردم: نه، يا رسول ا... فرمود: نماز در پنج وقت شبانه روز همانند آن نهر جاري است. هر وقت بنده نماز مي خواند گناهان او پوشيده مي شوند.46.
انسان وقتي متوجه باشد كه ياد و ذكر خدا باعث آمرزش گناهان مي شود و نماز انسان را از گناهان شست وشو مي دهد، نگراني و اضطرابش كاهش يافته، به رحمت خداوند اميدوار مي شود، زيرا گناه و معصيت باعث نگراني و تشويش است و نماز انسان را از نگراني و دلهره خارج مي كند و نورانيت و صفاي دروني در او ايجاد مي كند و دل به رحمانيت و كرم خداوند متعال مي سپارد. نماز از بهترين ابزار براي محافظت از گزند و انحرافات شيطان است.
حضرت علي(ع) مي فرمايد: نماز قلعه اي است كه انسان را از حملات شيطان نگاه مي دارد.
شيطان، مردم را از اطاعت پروردگار به اطاعت خود مي خواند، اما نماز آنان را به فطرت اصلي شان سوق مي دهد و در قلعه امن الهي قرار مي دهد و از تيرهاي زهرآلود شيطان محافظت مي كند.
انسانها از طريق نماز به جايي مي رسند كه قرآن كريم درباره آنان مي فرمايد: «مرداني كه ايشان را هيچ تجارت و معامله اي از ياد خدا و اقامه نماز باز نمي دارد.» 47.
حضرت علي(ع) هنگام تلاوت اين آيه شريفه، در بيان و توصيف چهره معنوي آنان فرمودند: «فرشتگان گرداگردشان حلقه مي زنند، رحمت و آرامش جسم و جان بر آنان فرود مي آيد و درهاي آسمان به رويشان باز مي گردد. در اين سفر روحاني، در جايگاهي كه در آن خدا از احوالشان آگاه است، كرسيهاي كرامت برايشان نهاده است، سعيشان مرضي خداوند و مقامشان نزد او محمود است، بوي خوش نيايش به درگاه خدا را استشمام مي كنند و آمرزش او را اميد مي دارند.»48.
16-پاکسازی وجدان اخلاقي
وجدان از ريشه لغوي«وجد» به معناي"يافتن" آمده است. به اين معنا كه آدمي پاره اي از امور را در باطنش به خودي خود مي يابد و نياز به اكتساب آن از منبع ديگري ندارد، نظير"احساس عدالتخواهي" و"ظلم ستيزي" و گرايش به"خير اخلاقي" و امثال آنها كه در همه انسانها، عموميت دارد. از جمله مظاهر وجدان اخلاقي احساس گناه ناشي از ارتكاب خطاست كه بلافاصله پس از عمل، وجدان را فرا راه هدف قرار مي دهد تا او را به توبه و جبران خطاء وا دارد. امروزه غالب مكاتب روانشناسي با احساس گناه به مبارزه برمي خيزند و آن را منافي رشد و تعالي شخصيت مي دانند. از سوي ديگر تقويت چنين احساسي نيز به مصلحت فرد نمي باشد. زيرا امكان بازگشت به شخصيت سالم و رشيد را از آدمي مي گيرد. وليكن حد متعادل ميان اين دو، پسنديده و مطلوب است به اين معنا كه احساس گناه متناسب با عمل لازم است و در خطاكار ايجاد شده تا او را براي ترك آن و جبران مافات برانگيزد. از عواملي كه موجب آمرزش گناهان و بالنتيجه رفع احساس گناه فرد مي شود، نماز است، و اين امر زمينه اي براي پاكسازي وجدان اخلاقي، محسوب مي شود.
در كلامي گهربار از حضرت علي ـ عليه السّلام ـ آمده است:«نماز گناهان را همچون برگ درختان مي ريزد» 49. آمده است كه مردي خدمت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ شرفياب شد و عرض كرد:«اي رسول خدا، گناهانم بسيار و اعمال نيك من اندك است چه كنم؟ حضرت فرمود: بسيار سجده كن، زيرا سجده گناهان را مي ريزد، چنانكه باد برگ درخت را مي ريزد50. حكايت زير، مؤيد تأثير نماز در تنزيه وجدان اخلاقي است:
«جواني از انصار نمازهاي يوميه را با پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به جماعت مي خواند و بسياري از گناهان را نيز، مرتكب مي شد. چون حال او را براي رسول خدا تعريف كردند، حضرت فرمود: به زودي نمازش او را از گناهانش باز مي دارد. چيزي نگذشت كه آن جوان توفيق توبه يافت و از صحابه زاهد شد آن گاه رسول خدا فرمود: من نگفتم كه نمازش او را از گناهانش باز مي دارد51.
17-تثبيت عزت نفس
ارزشمندترين گوهر وجود آدمي، احساس كرامت و عزت نفس است. زيرا اصل و اساس خلقت آدمي، بر مبناي فرموده الهي«و لقد كرمنا بني آدم»، زيرا چنين تدبير گرديده كه انسان ها، جايگاه واقعي خويش را بيابند و آن را به رايگان از كف ندهند.
در حديث آمده است كه«الصلوه قربان كل تقي» يعني نماز، مايه نزديك شدن هر پرهيزكاري به خدا است. از يك سوي نمازگزار به وسيله نيايش به خداوند تقرب جسته و به همين جهت منزلت و رفعت مقام مي يابد و از سوي ديگر لازمه قبولي نماز، بريدن از«ما سوي الله» است يعني كوچكترين احساس نيازي به غير خدا نداشته باشد و فقط به درگاه خداوند التجا نمايد. آورده اندكه: نماز و عبادت، انسان را مستجاب الدعوة مي كند، زيرا نماز پيمان خداست«الصلوه عهد الله» و هر كس به پيمان خدا وفا كند، خداوند هم به پيمان او وفادار است«اوفوا بعهدي اوف بعهدكم52.
آيت الله جوادي آملي در تبيين فلسفه انقلاب اسلامي، تعبير زيبا و محكمي دارند، ايشان مي گويند:
«انقلاب براي اين نبود كه انسانها از بندگي حق آزاد شوند، ما انقلاب نكرديم براي اين كه از عبادت خدا آزاد بشويم، ما بنده ايم. انقلاب كرديم براي اين كه جز خداي سبحان كسي بر ما مسلط نشود53.اگر آدمي حقيقت آيه«اياك نعبد و اياك نستعين» را در نماز درك كند، گردن در برابر غير خدا خم نخواهد كرد و لو به بهاي از دست دادن جان حاضر به عبوديت در مقابل غير معبود نخواهد بود.
هر كه پيمان با هوالموجود بست گردنش از قيد هر معبود رست
18-تبيين راه زندگي
بي ترديد به شمار آدميان، راههاي مختلف و متنوع زندگي نيز وجود دارد. زيرا هر كسي، به اقتضاي فرهنگ، باورها، بينشها و برداشتهايش از هستي، راه و رسم خاصي در زندگي دارد، ولي آنچه كه مي توان با قاطعيت اظهار نمود، ميزان و درجه يقين افراد به درستي راهي است كه در زندگي برگزيده اند، زيرا اگر همه انسانها رضايت از زندگيشان، حاصل مي شد، شاهد ظهور پديده هاي متزايد و رو به رشد افسردگيها، پريشانيها، خودكشيها و نظاير آنها نمي بوديم. چنانچه عليرغم تنوع بي نظير راههاي زندگي، انسان مطمئن و معتمد به اين واقعيت باشد كه در راه خدا گام برمي دارد و خدا از عمل او راضي است، تمامي ترديدها و نگرانيها برطرف شده و نوعي آرامش، حاصل مي شود. نمازگزار با يقين به اين مطلب كه عبادت، جوهره، دين است و نماز ستون دين مي باشد و او قادر است با انجام فرضيه نماز، رضايت پروردگار را جلب نمايد، نوعي اطمينان و آرامش برايش حاصل مي شود.
دليل آن هم به روشني در يك جمله، قابل تبيين است. اگر به نماز و در پرتو نماز مي توان در جلب رضاي حق تعالي كوشيد، ديگر از كم و زياد زندگي نبايد هراس به خود راه داد زيرا او اگر از آدمي راضي شود، در حقيقت فرد به خيركثير دست يافته است زيرا قرآن فرموده است:«و رضوان من الله اكبر54. يعني(جلب) رضاي پروردگار از هر چيز بزرگتر و برتر است.
از سوي ديگر، نماز راهي روشن در جهاني تاريك است و نماز گزار علي رغم تعدد و تنوع راههاي زندگي به درستي مي داند كه در چه مسيري گام برمي دارد، و نوعي قاطعيت و يقين در انتخاب راه پيدا مي كند كه قادر است بر سختيهاي ناشي از طولاني بودن راه حق، غلبه نمايد. نماز، مصباح هدايت در جهان آشفته و متزلزل امروز است زيرا اگر آشفتگي رو به تزايد جوامع بشري از اين هم فراتر رود، قادر نخواهد بود كه تعادل نمازگزار و انسان واصل به حق را بر هم زند زيرا نماز داربست محكم آدمي و تكيه گاه نيرومند و عظيمي در برابر تندبادهاي زندگي است.
19-كاهش فشارهاي (استرسهاي) رواني
نماز موجب كاهش استرسها ميگردد و فشارهاي روحي را كم ميكند. زيرا آنگاه كه آدمي در برابر خالق متعال ميايستد و لب به نماز و دعا ميگشايد و او را رحمن و رحيم خطاب ميكند، اميد به رأفت و رحمت در دلش موج ميزند و آنگاه كه اشك ندامت از چشمانش جاري ميشود، و دردهاي خويش را با خدا باز ميگويد، پالايش رواني انجام ميشود و انسان خود را سبكتر از قبل مييابد چون به بندگي خدا تن ميدهد و با تأكيد ميگويد: «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» فقط تو را عبادت ميكنيم و فقط از تو ياري ميجوييم.
نتیجه گیری
انچه در نگارش این مقاله دارای اهمیت است توجه به ابعاد متفاوت و اما زیبای نماز است به راستی اگر نماز انسان مورد قبول واقع شود تمام اعمال او مورد قبول و اقع می شود نماز انسان را از پوچی و گناه دور نگه می دارد و انضباط،آرامش روانی ،سلامت جسم ،صفای درون، امید و نشاط، روشنی دل و ضمیر، رحمت پروردگار، عزت نفس و هزارن صفت ارزشمند و مثبت را به انسان ارزانی میدارد ،برطرف کننده تکبر و رافع غفلت و مانع زشتی و منکر است .
خوشا آنان که الله یارشان بی به حمد قل هووالله کارشان بی
خوشا آنان که دائم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بی
پی نوشت ها:
1 ـ لقمان آيه 17.
2 ـ مريم آيه31.
3 ـ ابراهيم آيه37.
4 ـ نهج البلاغه, حكمت 237.
5 ـ نهج الفصاحه, روايت 3075.
6 ـ طه آيه14.
7-نهج البلاغه خطبه 196
8 . مؤمنون آیه 115.
9 . ذاریات آیه 56.
10-عنکبوت آیه 45
11. حجر(15)آیه 29 و ص (38)آیه ی 72.
12. مشکاة الانوار، ص 125.
13. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 83، حدیث 1326.
14. صحیفه سجادیه، قسمتی از دعای 20.
15. مجمع البیان، ج1، ص99.
16. طه(20)آیه ی 14.
17. رعد(13) آیه ی28.
18. جلال رفیع، نماز، تسلیم انسانی عصیانگر، ص 74.
۱۹. محمد تفضلی همه مردم با هم برابرند، ، ص 106.
20. رحیم کارگر، داستانها وحکایتهای نماز، ص 29.
21. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 187.
22- طه آيه 14
23- معارج آيه 20
24- ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه ج 10 ص 211
25- محمد غزالي، مكاشفة الغلوب ص 147-145
26- طه آيه 124
27- بقره آيه 152
28- مهاتما گاندي همه مردم برادرند. ص 106
29- عباس عزيزي، نماز وعبادات امام علي(ع) ص 25
30- صحيفه سجاديه، علي نقي فيض الاسلام ص 90
31- نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهيدي، حكمت 244
32- امام خميني(ره) آداب الصلاة ص 350
33- اعراف آيه 12
34- محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 83، ص 20
35- محسن قرائتي، پرتويي از اسرار نماز، ص 160
36- محمدباقر مجلسي، بحارالانوار ج 77 ص 79
37- شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، مناجات «خمس عشره»
38- نهج البلاغه،همان خطبه 225
39- شيخ صدوق، خصال، ج2، ص 632
40 محمدباقر مجلسي، بحارالانوار ج 82، ص 310
41- يونس، آيه 64
42- عنكبوت آيه 21
43- شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه ج 3 ص 4
44- محمدي ري شهري، ميزان الحكمه ج 5 ص 371
45- محمدباقر مجلسي، بحارالانوار ج 33 ص 449
46- حر عاملي ج 40، ص 12
47- نور آيه37
48- نهج البلاغه خطبه
49 . نهج البلاغه ـ خطبه 197 ـ ص 96.
50 . محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمه ـ ج 3 ـ ص 477.
51 . حسين ديلمي ـ هزار و يك نكته درباره نماز ـ ص 103.
52 . حسين ديلمي ـ هزار و يك نكته درباره نماز ص 216.
53 . جوادي آملي ـ اسرار عبادت ـ ص 148.
54 . توبه آیه 72.
به وبـــگـاه اینترنتی