قطعه ادبی باعنوان پوزه مالی اثر ارزنده استاد محمد پوریان / داستان واقعی که در ده برزول رخ داده بود
داستان واقعی پوزه مالی به قلم استاد محمد پوریان که در گذشته در ده برزول رخ داده بود.
""" پوزهمالی """
چرخ میزد در میان مرد و زن
شیرمردی، زورمندی، پیلتن
میل میچرخاند سنگین و درشت
روی شانه، گِردِ سر، بر پیش و پشت
نیز میافکند زنجیری به دست
بر دوبازو پهلوان شیرمست
در دمی زنجیر از هم میشکست
دانهدانه بند بازو میگسست
سنگ سنگینش دو تا برداشتی
با دو انگشت از دو دست افراشتی
گاه میچرخید در آوردگاه
خیره هرآنکس که میکردش نگاه
پای، پای پیل و زورش زور شیر
وه؛ دلیری ببرپیکر، شیرگیر
گاه تن را میکشیدی بر زمین
کو چنین دشخوارجایی تیزچین؟
میخآجین تخته میافکند تیز
پشت میخواباند او بر میخ نیز
سنگ میزد روی دستش چون سپر
در میان رزمگاه آمد مگر؟!
گاه کباده به بازو میکشید
بانگ میزد؛ خَم به ابرو میکشید
سنگ سنگینی به سدمن(۱) بیشوکم
برگرفتی برنهادی بر شکم
خود کشیدی چون دراز آن جایگاه
سنگ را گفتی نهندش سینهگاه
تا به سان شیوهی پیشینهاش
سنگ کوبندش ز روی سینهاش
سنگ سدمن پاره میشد بر هوا
کوبش پُتکش، دهان میکرد وا:
آفرین بر مادری کو پرورید
بر خداوندی که او را آفرید
آن شنیدم پیلواری زان میان
خواستی او، تا بیاویزد بدان
کرد رو این پیل سوی شارضا:
گفت اینک هال(۲) او آرم به جا
تا بداند مرد میدان نبرد
من به دستانم توانم خُرد کرد
پوزهاش باید کنون مالم به خاک
تا شود در پنجهپنجه چاکچاک
بومِ برزول من و زورآوری؟!
میپذیرم اینک از تو داوری
شارضا گفتش: درنگی کن پسر
تا نمایش را برآرد او بهسر
من همیدانم تو زو افزونتری
درگذر زو! تا زمان دیگری
در میانه چرخ میزد پهلوان
گِرد میدان، پیشِ پیر و نوجوان
اینیک از نزدیک پولی داد کم
آن یکی از دور میافشاند هم
انجمن را با سپاس و با درود
او زبانش بر نیایش میگشود
خود کلاهش شارضا آورد پیش
در نهاد از جیب یک تومان ز خویش
رو به آن شیرِ نیاموزیده گفت:
گوش کن گر از مَنت باید شنفت
نیز تو در این کلاهم یک تومن
خود بینداز ار تو هم مردی چو من
تا بدو ما هردوتا پولی دهیم
بر نمایشهای او ارجی نهیم
این دلاور بهر نانی آمده
کی همی از سیرجانی آمده
آن یلِ ناپخته نیزش یک تومن
داد و شد دلمهربان بر پیلتن
سر به اندیشه فرو آورد و گفت
آفرین بر هرکه زور خود نهفت
۳۱ امرداد ۰۵
ارزانی روان زندهیاد، مشهدی شاهرضا کهریزی
-------------------
۱. سد من: صد من؛ برابر ۳۰۰ کیلوگرم.
۲. هال: حال.
- نگارش هال و سد درست است.
به وبـــگـاه اینترنتی