وبگاه اینترنتی برزول سرزمین یادیاران به نقل از کتاب گلستان سعدی :

حکایت کوتاه و تامل برانگیز دعایی که درویش در حق پادشاه( حجاج یوسف) کرد..

درویشی مستجاب الدعوة در بغداد پدید آمد حجاج یوسف را خبر کردند بخواندش و گفت دعای خیری بر من کن. گفت خدایا جانش بستان گفت از بهر خدای این چه دعاست گفت این دعای خیرست ترا و جمله مسلمانان را..