حکایت کوتاه و پند آموز وزیر ، خادم و پادشاه
وبگاه اینترنتی برزول سرزمین یادیاران: روزی پادشاهی از وزیر خود پرسید: چرا خادم من در زندگیاش شادتر از من است، در حالیکه چیزی ندارد و من پادشاه با همه داراییهایم همیشه دلتنگ و آزردهخاطر هستم؟
وزیر پاسخ داد: با او «قاعده ۹۹» را امتحان کنید.
پادشاه پرسید: قاعده ۹۹ چیست؟
وزیر گفت: شب هنگام ۹۹ دینار طلا را در کیسهای بگذارید و دم در خانهاش بگذارید، روی کیسه بنویسید «۱۰۰ دینار هدیه برای تو» سپس در بزنید و ببینید چه خواهد شد.
پادشاه همان کار را کرد. خادم وقتی کیسه را برداشت و شمرد، با خود گفت: حتماً یک دینار بیرون افتاده است!
او با تمام خانوادهاش بیرون آمدند و همه شب را به جستوجوی آن دینار گمشده گذراندند. چون نیافتند، خادم خشمگین شد و خانوادهاش را سرزنش کرد. در نتیجه، آرامش دیروزش بر هم خورد.
صبح روز بعد، خادم خسته و عبوس نزد پادشاه آمد، بدون لبخند و با دلی آزرده.آنجا بود که پادشاه معنای «قاعده ۹۹» را فهمید.
معنای قاعده ۹۹ این است که ما ۹۹ نعمت (و بیشتر) که خداوند به ما بخشیده را فراموش میکنیم و همه عمرمان را در حسرت یک نعمت گمشده میگذرانیم؛ خود را آزرده میسازیم و از نعمات بیشمار موجود غافل میشویم.
به وبـــگـاه اینترنتی