وبگاه اینترنتی برزول سرزمین یادیاران: روزی شیخ برای سخنرانی و ارشاد و موعظه خلق به مجلسی وارد شد و جمعی از مریدان شیخ در مجلس انتظار وی را می کشیدند .
شیخ در حالی که عبای خود را زیر بغل خود گرفته بود و عبایش بر زمین کشیده میشد در مجلس وارد شد ازدحام جمعیت جایی برای ورود تازه واردان در مجلس نگذاشته بود.
یکی از مریدان برخواست و بلند آواز داد که خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و قدمی پیش نهد (تا جا باز شود)

شیخ که در حین بالا رفتن از منبر بود به سوی پایین روانه شد و از مجلس خارج شد مریدان را از فعل شیخ تعجب آمد و علت را پرسیدند شیخ گفت هر آنچه امروز می خواستم بگویم را این مرد گفت (خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و قدمی پیش نهد)