سلام و احترام

دوست و برادر بسیار ارجمندمان

جناب آقای دکتر ملکی عزیز

آنچه باید گفته شود از سر دغدغه مندی با کلامی شیوا و قلمی رسا بیان فرمودند. آنچه که ایشان فرمودند به نظر می رسد دغدغه اکثر ما باشد. از حق نگذریم گذشتگان سنت های زیبایی ذاشته اند که امروزه در عین زیبایی با ملاحظه می بایست به انها نگاه کرد. دکتر جان " جانا سحن از زبان ما می گویی" درود بر شما ... ولی با احترام به تمام پیشنهاداتی که فرمودید بنده هم یک پیشنهاد که البته قبلا هم در گروه های مجازی منتقل کرده ام مجدد تکرار می کنم: به نظز می زسد خلاصه کردن مراسم بسیار کاردرستی باشد ولی چگونه خلاصه کردنش مهمتر است الان در برزول مرسوم است پس از خاکسپاری همان روز ختم در مسجد (البته به صورت رسمی) انجام می شود ولی عملا اولین جمعه اهل فامیل همشهریان و کسانی هم از اطراف و اکناف تشریف می آورند که این هم جنبه رسمی ندارد و متاسفانه جایی برای پذیرایی نیست و گاها جمعیت از روز خاکسپاری و مراسم رسمی بیشتر است که عملا در روزهای سرد و بارانی و ...مشکل را دوچندان می کند اگر تمهیداتی می شد پس از خاکسپاری مراسم پایان پذیرد و اولین جمعه (پنجشنبه بعد ازظهر ) مراسم سوم و هفتم به صورت رسمی در مسجد برگزار شود....که اگر هم احیانا کسی حواست به مراسم رسمی برسد مخدویت کمتری ذاشته باشد آیا بهتر نیست؟ با پوزش

و امروز در حسرت گذشته هنوز انگشت به دهان مانده ایم!
مگر گذشته چه داشت که امروز نداریم ؟
شاید این سئوال خیلی از ماها باشد... نسلی که بین سنت و مدرنیته هنوز چنگ به سنت های زیبای گذشته می زند و دل خوش است که آخرین نسلی است که شب چره در نقل و نبات مادر بزرگ را در زیر کرسی هایی که گرمایش را از دل ها می گرفت تجربه نموده است.
همان نسلی که سر کوچه انتظار می ایستاد شاید مسافری که عزیز خانواده ای بود از سفر برسد و او در بین همسالانش اولین کسی باشد که خبر آمدنش را به خانواده او بدهد.مزگونه یا همان مژدگانی از طرف خانواده مسافر بزرگترین هدیه ای بود که در طول عمرمان می گرفتیم شاید ارزشش از هزاران لوح تقدیر امروزی بیشتر بود...
تمام دلخوشی های ما و نسل ما به این سادگی بود ، ولی صفایی که داشت هیچگاه داشتن سگا و پلی استیشین و تبلت و ...که بچه ها را به کنج خانه ها کشاند آن شور وذوق را در دل هایشان ایحاد نکرد.
چه چیزی باعث می شد که ما با بهانه های کوچکی چون بازی های مخلی به سر ذوق می آمدیم و حالا با همه امکاناتی که در دسترس است هرگز و دیگر صفا و صمیمت و دلخوشی های کذشته را نداریم.