پروردگارا،
اگر این سحر نیز قامتمان در نماز راست شد،
دلمان را خمیده نگه‌دار؛
مگذار که صولت تکبر و غرور،
حصار فروتنیمان را در هم شکند.
تو خود می‌دانی،
نه برای تفاخر به تسبیح آمده‌ایم
و نه برای بال‌کشیدن در آسمان خودبینی؛
آمده‌ایم تا جُمود سنگواره ای مَنیت را در درگاه تو بشکنیم.

الهی،
روزه گرفتیم تا گرسنگی روحمان سیر شود، نه که دهانی بماند تا دیگران را ملامت کند.
نماز خواندیم تا دل با تو بگوید،
نه که زبان به داوری بندگانت بگشاییم.

ای روشنی سحر،
اگر در این سپیده دم ما را به درگاهت کشاندی، تا طلوع آفتاب خاکسارترمان کن.
اگر اشکی دادی، با آن اشک، غبارِ تکبّر بشوی و چون خیال پرواز بر سرمان انداختی، شیطان غرور در قفس انداز و هر دم در جانمان زمزمه کن:
«وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنینَ»
که پرواز، به بالِ تواضع است، نه باد تَکبُر.