گذری بر سیمای برزول درانقلاب اسلامی/ کوتاه و خواندنی
این نوشته به قلم استاد فرهیخته و پژوهشگر پرتلاش زنده یاد مرحوم حاج علی مصباح در سنوات گذشته به این وبگاه ارسال شده و به مناسبت ایام جشن دهه فجر انقلاب اسلامی منتشر شده است.
برزول بزرگ است به بزرگی تاریخ،سرنوشتش با انقلاب گره خورده است،از قدیم الایام به دا رالمومنین شهره بوده است، ولی امروز آن را بیشتر با شهیدانش می شناسند،مساجدش همیشه پر رونق بود، صدای موذن پیرش هر صبح وشام به گوش می رسید که مردم را به بهترین عمل ها فرا می خواند
،مسجد جامعش مملو از جمعیت می شد، پیر و جوان ، شانه به شانه ی هم ،رو به سوی معبود اظهار خضوع وخشوع می نمودند،پیرمردانش با محاسنی زیبا و معمولا عبا بدوش زینت کوچه و بازار بودند واصطلاح (شیخ و ملا)زیبنده آنان بود و صف اول نماز سهم آنان و احترام و اکرام مردم بخصوص جوانان هدیه ی به آنان.
مردمش همیشه پای ثابت منبر و محراب بودند، سخنرانان و وعاظ توانمندی که دعوت می شدند به وجود این مردم افتخار می کردند،مردمش با روحانیت انقلابی قرابت خاصی داشتند؛ برزول را می گویم ،آری برزول ، شناسنامه انفلاب در منطفه. با جوانانی پرجوش وخروش،انقلابی ،ولایی و رهرو امام و فدایی رهبر.
قبل از پیروزی انقلاب و در جنین روزهایی (در سال پنجاه و هفت)برزول کانون اعتراضات علیه رژیم پهلوی بود ،شجاعت مردمش ،اعم از زن و مرد زبان زد بود، هنوز برگزاری دعای ندبه در روزهای جمعه در مهدیه ی در حال ساخت را بیاد دارند ،هنوز نوجوانان و جوانان( آن ایام )، قهوه خانه مرحوم شهسوار تبریزی را بیاد دارند که محل تجمع برای تظاهرات بود، هنوز گرز مرحوم علی رحم سلگی و شمشیر مرحوم مسیب فلکی رابیاد دارند،
هنوز راهپیمایی علیه گرانفروشی با محوریت مرحوم کربلایی باقر تبریزی را بیاد دارند، هنوز بیاد دارند که منصوری رئیس پاسگاه ورازانه ،وقت و بی وقت چه مزاحمتهایی برای مردم برزول ایجاد می کرد و حکم دستگیری بسیاری از مردم انقلابی برزول را دریافت کرده بود که با پیروزی انقلاب اسلامی ،ناکام ماند و چه التماس ها که نکرد تا در نهایت مردم شریف برزول او را بخشیدند.
هنوز بیاد دارند که زن و مرد در پشت بام ها چگونه سنگر می گرفتند و شبانه روز از برزول در مقابل طرفداران شاه در منطقه دفاع می کردند.
محرم سال پنجاه و هفت از هوای خوبی برخوردار بود، وبهانه ای بود تا مردم آن سال ،نوحه را با شعار های انقلابی بهم بیامیزند و یک صدافریاد سر دهند:(به کوری چشم شاه زمستونم بهاره/ سگ زرد( بختیار،ازهاری و...)برادر شغاله).یا (این شاه آمریکایی گویا خبر ندارد / توپ ،تانک، مسلسل دیگراثر )ندارد.
اولین پلاکارد انقلابی در ورودی برزول آن زمان نصب شد و این خود باعث تعجب تمام روستاهای اطراف شد. شور و هیجان آن روزهای برزول وصف نشدنی است ، بیداری و حضور انقلابی مردم را می توان نتیجه سخنرانی وعاظ توانمند و انقلابی که به همت مرحوم حاج شیخ طاهر احمدوند وحاج اقای سعیدی و همراهانشان دعوت می شدند ،دانست.
آری برزول در پیروزی انقلاب سرآمد بود ، اگر چه به حق وحقوق واقعی خود نرسیده است ، ولی مردمش همیشه در خدمت انقلاب و رهبری بوده و خواهند بود و این را در جنگ تحمیلی به اثبات رسانده اند؛
در آن سالها مردم برزول پای ثابت تظاهرات در نهاوند بودند،تا آنجا که باهدایت شیخ انقلابی مرحوم محمد طاهر احمدوند، جوانان نهاوند و برزول و...با استفاده از تیر آهنهای بانک ملی (در حال ساخت )توانستند اولین مجسمه شاه را در نهاوند سرنگون کنند و لرزه بر اندام رژیم بیندازند و الگویی به دیگر شهر های ایران ارائه دهند و برگ زرینی بر افتخارات مردم غیور نهاوند بیافزایند
.در اولین روزهای پیروزی انقلاب جوانان برزول در قالب کمیته های مردمی وظیفه ی نگهبانی از ژاندارمری نهاوند و پست برق روستای آران خزل را تا بازگشت آرامش و مشخص شدن مسوولین شهر را بر عهده گرفتند ؛ و جالب اینکه بسیاری از مردم برزول در تحصن علما در مسجد دانشکاه تهران و در اعتراض به جلوگیری بختیار از ورود امام خمینی(ره)حضوری جدی داشتند و بعد از تشکیل دولت موقت ،جوانانش به مناطق محروم کشور جهت آبادانی و ساخت مسکن اعزام می شدند و همچنین با برگزاری مراسم مذهبی در برزول و روستاهای اطراف به عنوان سفیران فرهنگی و مذهبی ،دین خود را به انقلاب و شهدای آن ادا نمودند و با شروع جنگ تحمیلی ،لباس رزم پوشیده و از دین و وطن خود به دفاع پرداختند و دهها شهید و جانباز تقدیم انقلاب نمودند . امید است برزول با همت جوانان پرتلاشش و مردم با صداقتش به جایگاه واقعی خود برسد ، و افق بسیار روشن است و...
(روحش شاد و یادش گرامی باد..)
به وبـــگـاه اینترنتی