دریافتی از یزدان کیا

برای امینی عزیز ...

او مردی از تبار آگاهی بود فرهنگی فرهیحته ای که امانت داری با اسم با مسمایش عجین شده بود . او بچه های مردم را به سان بچه های خودش می دید ... او امینی بود دلسوز و با عطوفت و در عین حال مقتدر و باصلابت ، دهه پنجاهی ها نام او را با مدرسه جامی در خاطرشان سپرده اند.ناظم مدرسه بود و الحق نظم دهنده همه امور ، در تربیت کودکان زادگاهش از جان مایه می گذاشت. نجیب بود و نجیب زاده ،نجابت و درستکاری را برای ما که کودکانی بیش نبودیم مشق می کرد

. در تعلیم و تربیت بچه ها دلسوزانه کوشا بود و به شغل شرافتمند معلمی پایبند بود . اصیل و با اصالت بود. آرام سخن می گفت ولی گیرا و پرمغز ، آهسته قدم برمی داشت ولی مصمم، سیمایش سرشار از مهربانی بود این را می شد در نگاهش فهمید...

.حال این انسان وارسته دست از دنیا شسته و به خدا پیوسته از میان ما پر کشیده و به برای همیشه روحش به آسمانها رفته است اگر چه فراغ و فقدان چنین عزیزی برای همه دوستدارانش سخت است ولی با خاطراتی که از ان عزیز سفرکرده داریم دلخوشیم و همیشه به یادش خواهیم بود. یاد و نامش جاودانه باد