به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست

سلام
از تاریخ و صفات ممدوح این دیار کم ننوشته اند و کم نمیدانیم از قدمای بی همتای ملبس به زهد و انسانیت تا روادارانی"اهل تسامح" فرهیخته که پناهی بودند برای بی پناهان روزگارشان .

با این مقدمه خواستم خوانشی نو براندازیم تا شاید دوباره به خویش برگردیم و شاید بخواهیم غبارهای ناخواسته را بزداییم که این از هر کاری ما را به.
چند سالیست بر پدیده ای نا خوشایند وقوف میابیم. که نه تلطیفی است بر هوای دیارمان و نه افزودن حبی بر آلبوم یادمان. بایسته دانستم نگاشته ای از سر دلسوزی و دلداده گی بنگارم به دیاری که درآن بزادم و مرا پرورانید.
این خرده گرفتن بر نقد و انتقاد و منتقد نیست بلکه گونه ای شکوائیه است بر فضای دیگری که نه برخواسته از چشمه تطهیر نقادی که بیگمان آب زلالی جهت غسل اندیشه و خرد است بل برخواسته ازفضایی بر مبنای شکستن دل و خراشیدن شخصیت های است که در بابی از ابواب تحفه ای برچیده اند که به هر مقصود و منظوری دوست دارند آنرا بر خرمن دستاوردهای موطنشان ببخشایند و چونان که قدما هم نگاشته اند جوان است و جویای نام و این نه مذموم است بلكه ممدوح و روا ؛ این موضوع از آنجای شکل گرفت که هر زمانی که تعدادی از جوانان"برزولی " برایشان پیشرفتی حاصل می آید و دوست دارند به هر نحوی به زادگاهشان در حوزه های مختلف کمک نمایند ناگاه سیلی از غبار سخنان ناصواب جاری میگردد که بعضن موجب دلسردی وی شده و ایشان را از راه در پیش گرفته باز میدارد.
من میپندارم علاقه و اشتیاق این عزیزان را برای خدمت به هم وطن اشان بایستی با شراب جملات زیبنده و..‌ دوچندان کنیم نه آنگونه که متاسفانه بعضی ها از روی نابخردی انجام میدهند
باری چند سالی است این روند را میبینم کسانی در گوشه ای تاریک، تیری سوار بر مرکب ، به گورده شعور و احساس دوستی می اندازند که برازنده هر انسان عاقلی نیست. همشهری عزیزم ما همه گی به قول شیخ سعدی ساکنان یک کوی هستیم زخمی کردن احساس کسی بدترین اعمال است چه با نگاه درون دینی و چه با نگاه برون دینی و انسانمدار. از نگاه دینی علمای دین گفته اند واگر من بگویم تکرار مکررات است اما از زاویه انسانی و نگاه معرفت اندیشانه برون دینی نیز این در هیچ منطقی قابلیت قبول ندارد و پایۀ آن برهیچ وجه موجهی استوار نشاید

در ممالک "چشم آبیها" غربیان اینکارها آزار روحی و جرم سایکولوژی است که به درگاه قاضیان میبرند که مستحق اجرای حکم مناسب با جرم است. چه پیش خواهد آمد کسی بر کرسی بنشیند و از وادی ما برخواسته باشد اگر هم بدرد اجتماع اینجا نیایید "که میاید" بیگومان جوانی از جوانان ما رویۀ خوش زندگی را می بوید و این هیچ جای برما تنگ نمیکند. بایسته آن است اگر تبریکی نمیگوییم توهینی را هم زمزمه ننماییم که بسا دل شکستن بسیار گران است و جبرانش شاید مستحیل.
البته در همین دیار کم نیستند و بسا که بیشترین جوانان امروز با درک روشن و اندیشه ای باز بر هر ظفری شادباش کنان دروازه مهرشان را بر روی وی میگوشایند و در عیش هم پیاله میگردند. جوانانی که میشود به آنها بالید بسیار کوشا و روشن و با ادب و احترام که هرکسی به درگاهشان برسد سرمست از فضای بوستانشان میگردد.