دلنوشته ای که از سوی دکتر سلگی بخشدار رزین دشت برای فرزد شهید احمد شوهانی منتشرشد


دلنوشته احساسی ازبخشدارزرین دشت(دکترسلگی) برای فرزندمدافع امنیت (حلماشوهانی )
«درروز نوشتن کلمه بابا برای اولین بار»
آقااحمدشوهانی(شهید بزرگوار) حلما میخواهد برود مدرسه حالا هم نمیآیی؟!
حلما دلش میخواست روز اول مدرسه مثل همه همکلاسیهایش دست بابا را بگیرد و تا مدرسه برود! دلش میخواست بابا ببیند دخترکوچولویش آنقدر بزرگ شده که قرار است خواندن و نوشتن یاد بگیرد. روز اول مدرسه به قول خودش سختترین روز عمرش بود. دلش فقط و فقط بابا را میخواست. این جمله حلماست فقط و فقط بابا. مادرش وقتی نگرانی حلما را دیده بود. لیستی از همه آدمهایی که حلما دوستشان داشت پیش رویش گذاشته بود و گفته بود به کدامشان زنگ بزنم که روز اول مدرسه همراهت باشند؟! حلما هم گفته بود:« فقط و فقط بابا! کاش میشد به بابا زنگ بزنی و بگویی حلما میخواهد برود مدرسه. حالا هم نمیآیی؟!»
بابای حلما شهید شده!🥹
حلما نمیداند همکلاسیهایش هنوز معنی بابای قهرمان را متوجه میشوند یا نه؟! میدانند شهید و شهادت چیست یا هنوز زود است برای دانستن این کلمات؟! حلما که خیلی زود متوجه همه اینها شده است. از هفت ماهگی که پدرش شهید شد و دیگر به خانه بازنگشت.
«پدر حلما پاسدار بود. یک پاسدار مهربان! با دشمنها میجنگید و حواسش به آدم بدها بود که آسیبی به دیگران نزنند.خدا خیلی او را دوست داشت بخاطر همین او را برد پیش خودش! بابای حلما او را میبیند و صدایش را میشنود. بابای حلما شهید شده» این قصهای است که هر شب موقع خواب وقتی عکس پدرش را بغل میگیرد مادرش برایش میگوید اما نمیداند این قصه را برای همکلاسیهایش هم بگوید یا نه!
بابا آمد!
درس بابا را که یاد گرفت برای همکلاسیهایش از بابای قهرمان گفت. عکسش را نشان همه داد و گفت پدرش مراقب همه بچهها بوده. بابایش یک پاسدارمهربان بوده که حالا پیش خداست! برای همکلاسیهایش کادو خرید. به قول خودش یک کیک تولد خرید تا بگویید چقدر به بابایش افتخار میکند! اما باز دل حلما آرام نشد. باز وقتی خانم معلم درس بابا را میداد هرچه تلاش کرد و لب گزید نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد. شاید دلش میخواست زودتر کلمات دیگر را یاد بگیرد تا هر بار در املا مجبور نباشد بنویسد بابا آمد و یادش بیاید چقدر دلتنگ آمدن بابا است!
دختر زیبای من، حلما جان افتخار کن به بابای قهرمانت همچنان که افتخار همه ماست، بابا همیشه در کنار توست و در آسمانها نظاره گره پیشرفت توست، امیدوارم که در قله های پیشرفت علم بدرخشی و ادامه دهنده راه بابای شهیدت باشی و روح بابا را شاد کنی.
به وبـــگـاه اینترنتی