دشت خالی شده از مرد، عجب دورانیست/شعر کوتاه

دشت خالی شده از مرد، عجب دورانیست
شعله ی نور سر نیزه عجب نورانیست
میچکد از لب خونش به زمین رحمت حق
شده قاری به سر نیزه، عجب قرآنیست
قاریان در پس نور. آیه غم انگیزترست
وای از نغمه ی این قوم عجب طوفانیست
عصر تاراج حقیقت شده، حالا زینب
تیغ برّان شده در دشت، عجب برهانیست
دل پر از داغ عزیزان شده اما زینب
همه را رحمت حق خوانده عجب ایمانیست
مدد از حیدر کرّار گرفته عمه
شده درمان غم قوم و عجب درمانیست
#مهدی_ملک
۱۴۰۲/۵/۶ عصرعاشورا
باتشکر از دوست و برادر عزیزم جناب آقای حاج مهدی ملک
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 6:50 توسط بی نشان
|
به وبـــگـاه اینترنتی