حافظا چون غم و شادیِ جهان در گذر است

‏بهتر آن است که من خاطرِ خود خوش دارم

 

 

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون

آن یکی شمشیر گردد این یکی نعل خر است

>>>>>>>>>>>>.

تا توانی در جهان يكرنگ باش 

قالی از چند رنگ بودن،زير پا افتاده است

.........................‌‌.‌......

در اين دنيای بی حاصل چرا مغرور ميگردی

سليمان گر شوی آخر،نصيب مور ميگردی

.............‌.‌‌...................

عصا گر خم شود هر دم، به گوش پير ميخواند

مگر در خواب بينيد بار ديگر نوجوانی را

...................................

من از روييدن خار برسر ديوار دانستم

 كه ناكس كس نميگردد، بِدان بالا نشينيها

...........................‌.‌.......

​کوه از بالانشینی، رتبه ای پیدا نکرد

 جاده از افتادگی، از کوه بالا می رود​​​​​​