بايستي و بايستي و بايستي

از زمان بگريزي و بايستي

از بودا بوداتر شوي

پلك نزني

و بلدرچين بي جفتي در لابه لاي گيوه هايت لانه كند

بايستي

با جمجمه ي داغ

زير آفتاب مايل به عمود

و شك شكوفه كند

و چوپان سنگي "گله بردينه " ي برزول  باشي..   

((سراینده: برادر عزیز هوشنگ ملکی))