علی حیدر پیرمرد دورگردی کمه همه روز با کوله باری از سبزی و نعناع ، فلفل ..  و با طنین صدایی خاص که در گوش مشتری می پیچید کوچه پس کوچه های شهر راپیاده  می گشت علی حیدر همه دارئیش درکیسه ای جا می گرفت که بروی دوشش حمل می شد او درتمام عمر نه چندان زیادی که داشت از زندگی بهره ای نبرد و وقتی رفت همسر و بچه ای نداشت و در تمام عمر تجرد پیشه گرفت

دلی صاف و ظاهری ساده ، یک عصا، یک آورکت زمستانی یک جفت کفش مندرس و یک کلاه نخی آبی رنگ تمام سهم او از زندگی بود...

او سرانجام در یک روز پائیزی  در سال 84 در یک سانحه رانندگی سر بر تیره تراب نهادو در گورستان روستای زرامین به خواب ابدی رفت..

 

روحش شاد و یادش گرامی

او را با ذکر یک فاتحه میهمان مهربانیتان کنید..