4/2/67

زندگی نامه شهید امین ملکی

 شهید امین ملکی فرزند محمد تقی متولد سال 1350محل شهادت کوههای شیخ محمد ماووت

 شهید امین ملکی در شهر برزول دیده به جهان گشود و دوره ی ابتدایی را در مدرسه سپری کرد که قاری قرآن مراسم صبحگاه مدرسه بود و در اوقات فراغت در کلاس قرآن به مسجد روستا حضور فعال داشتند از دوره ی ابتدایی تا موقع شهادت خدمتگزار خانواده ی شهدا بودند تا اینکه در دوره ی راهنمایی با چند نفر از دوستان و  همکلاسی هایشان به سرپرستی معلم شهید محمود شیراوند به پایگاه شهید بروجردی برزول عضو شدند و بعد از مدتی عازم جبهه های حق علیه باطل شدند .

 

وصیت شهید امین ملکی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا" رسول الله»

با درود و سلام بی کران به پیشگاه مقدس آقا امام زمان  (عج) و با عرض سلام به خدمت رهبر کبیر انقلاب اسلامی  و با درود و سلام بر ارواح طیبه شهدای راه حق و حقیقت ، با درود و سلام بر آنانی که از جان و مال خود دریغ نکردند و جان عزیز خود را نثار دین و میهن اسلامی کردند وصیت خود را آغاز می کنم :

در این دنیای فانی بعضی از افراد علاقه به چیزی یا شیئی و یا فکرشان به هواهای نفسانی است ولی من فکرم و هدفم جای دیگری است و بیشتر از این نمی توانم تحمل این همه فکر کردن و دیر رسیدن به هدف را بکنم .

ای کاش می توانستم خوب تصمیم بگیرم و همیشه مصمم باشم و خودم را کنترل کنم و فکرهای دیگری را که در ذهن و جسم خطور می کند دور بریزم و از خداوند متعال می خواهم که مرا در این راه کمک کند ، چون دوستانم رفتند و دیگر دوستی برایم باقی نمانده است دوست دارم لیاقت شهید شدن را داشته باشم و این جان بی ارزش خود را به این مملکت اسلامی هدیه کنم چرا که چه عزیزانی در این راه به شهادت رسیدند ، مگر جان من از جان آنها شیرین تر است ، خیر دوست دارم به مقامی برسم که دوستانم رفته اند دوست دارم در راهی کشته شوم که حسین (ع) در آن راه شهید شد به مقامی که پیامبر و امامان همه رفته اند و واقعا" چه مقام والایی است .

پدر و مادر عزیزم ، می دانم که شما از شنیدن خبر شهادت من هیچ نگران نمی شوید چون اگر ناراحت می شدید فرزندتان را به میدان رزم نمی فرستادید ، می خواهم که هیچ ناراحت شهید شدن من نشوید ، جون واقعا" فرزندتان راهی را رفته که حسین (ع)  رفت پس چرا ناراحت شوید ، باید خوشحال شوید که فرزندتان در این راه شهید شد و باید فرزندان دیگرتان را برای انتقام گیری از خون من و دیگر شهدا به میدان رزم روانه کنید .

پدر رنج دیده ام امیدوارم که انشاالله این فرزندتان را حلال کنید و از نصیحتهای دلنشینت که برای من می گفتید خیلی از شما متشکرم .

مادر دلسوزم از زحمتهایی که برای من کشیدی ولی من هیچ جبران نکردم از شما حلالیت می طلبم . برادران عزیزم امیدوارم که همه شما تداوم بخش راه تمامی شهدا باشید و امیدوارم که همیشه در زندگیتان موفق و موید باشید و امیدوارم که جبهه رفتن را هیچ وقت خدای ناکرده ترک نکنید ، خواهران مهربانم امیدوارم که شما زنهایی همچون زینب باشید و بچه هایتان را خوب تربیت کنید و راه و روش دین اسلامی را به آنها نشان دهید و در سوگ من هیچ خود را نبازید و دست به کارهایی که اسلام آن را قبول ندارد نزنید چون که به فرموده پسر عموی شهیدم عارف ملکی عاشقان همیشه راه خود را می روند و در خاتمه از کلیه اهالی روستایمان می خواهم که اگر از دست من آزار و اذیتی دیده اند مرا عفو کنند و امیدوارم که جبهه ها را پر کنید و از جبهه رفتن سرد نشوید و آرزوی صبر برای تمامی خانواده های شهدا را دارم .  

خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار     4/2/67

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی نامه شهید امین ملکی

 شهید امین ملکی فرزند محمد تقی متولد سال 1350محل شهادت کوههای شیخ محمد ماووت

 شهید امین ملکی در روستای برزول دیده به جهان گشود و دوره ی ابتدایی را در مدرسه سپری کرد که قاری قرآن مراسم صبحگاه مدرسه بود و در اوقات فراغت در کلاس قرآن به مسجد روستا حضور فعال داشتند از دوره ی ابتدایی تا موقع شهادت خدمتگزار خانواده ی شهدا بودند تا اینکه در دوره ی راهنمایی با چند نفر از دوستان و  همکلاسی هایشان به سرپرستی معلم شهید محمود شیراوند به پایگاه شهید بروجردی برزول عضو شدند و بعد از مدتی عازم جبهه های حق علیه باطل شدند .

خاطره ای از برادر شهید امین ملکی

در یک روز بهاری با اینجانب حمید ملکی برادر شهید امین ملکی و پسر عمویم شهید عارف ملکی و شهید علی ملکی و شهید امین ملکی به گلزار شهدای روستا رفتیم که بعد از فاتحه در بین دو قبر شهید قرار داشتیم که حدودا" 3 متری با هم فاصله داشتند که شهید علی که گام گذاشت و گفتند این محل دفن من است و بعد شهید عارف یک گام گذاشتند و جای خود را مشخص کردند و بعد شهید امین ملکی یک گام گذاشتند و جای ابدی خود را معلوم کردند و برای اینجانب جایی نماند که هر سه این شهیدان به همان ترتیب در جای خود قرار گرفتند .