اگر ملک ایران زمین لر نداشت

دگر این صدف گوهر و در نداشت

اگر لر نبودش وطن هم نبود

ز ایران دگر یک سخن هم نبود

اگر لر نبود نام گودرز نبود

دگر هیچ نشانی ز آرش نبود

ز خروار غیرت چو ان مشت پر

ندیدم دلاورتر از قوم لر

به جنگ سکندر رود همچو شیر

یکی آریوبرزن و سی دلیر

به وقت دفاع از وطن چون پلنگ

که پا بشکند لر ز تیمور لنگ

نژادش بود آریایی تبار

صفای وجودش چو ابر بهار

قدیمی ترین قوم ایران تویی

کنام پلنگان و شیران تویی

مشاهیر لر خوش درخشیده اند

که نیکان همه تا ابد زنده اند

وکیل رعایا کریم خان زند

که نام بزرگش ندارد گزند

بزرگان مذهب تو پرورده ای

کسی چون بروجردی آورده ای

زرود های پرآب و لبریز او

 بهشت برین ملک زرخیز او

شمالش بروجرد ملایر دورود

ز مشرق بود ملک زاینده رود

ز مغرب حدودش بود دهلران

به آیین مردی همه پهلوان

جنوبش به دریای نیلگون فارس

دل دشمنان وطن در هراس

بگویم ز چهار لنگ و هفت لنگ ایل

لر بختیاری یلی بی بدیل

کنم یاد یاسوج و ملک دنا

دیار دلیران نام اشنا

غریبه پرستند و مهمان نواز

به وقت نبردش همه یکه تاز

دریغا که محروم بوداین دیار

به رخسارپاکش نشسته  غبار

ندارد جوان شغل ارزنده ای
 
ندارد دگر کار و سرمایه ای

جوانان بیکار این  سرزمین

سزاوار آنان نباشد چنین

اگر فرد مسئول کند اهتمام

شود مشکل قوم لر هم تمام......