شهر، شهر ماست اما بوی غربت می دهد
شهر، شهر ماست اما بوی غربت می دهد
زندگی اینجا همیشه بوی عادت می دهد
عشق ها پوشالی و معشوق ها پوشالی اند
عشق ها در شهر مرده بوی شهوت می دهد
دوستی ها در میان مردمانش لحظه ایست
دوستی همواره معنای موقت می دهد
علم و دانش کشک، بی پولی شبیه مردن است
پول خوب و بند " پ " بسیار قدرت می دهد
مردمان شهر خوبم عاشق همدیگرند
دیدن بدبختی همسایه لذت می دهد
زنده های شهر من در چشم هم بی ارزشند
بعد مردن آدمی بوی قداست می دهد
هر زنی خوش خلق بود و نرم خو، بی عفت است
ترش رویی، خستگی معنای عفت می دهد
کار من، یا کار هر شاعر که حرف راست زد
بی برو برگشت معنای حماقت می دهد...
زندگی اینجا همیشه بوی عادت می دهد
عشق ها پوشالی و معشوق ها پوشالی اند
عشق ها در شهر مرده بوی شهوت می دهد
دوستی ها در میان مردمانش لحظه ایست
دوستی همواره معنای موقت می دهد
علم و دانش کشک، بی پولی شبیه مردن است
پول خوب و بند " پ " بسیار قدرت می دهد
مردمان شهر خوبم عاشق همدیگرند
دیدن بدبختی همسایه لذت می دهد
زنده های شهر من در چشم هم بی ارزشند
بعد مردن آدمی بوی قداست می دهد
هر زنی خوش خلق بود و نرم خو، بی عفت است
ترش رویی، خستگی معنای عفت می دهد
کار من، یا کار هر شاعر که حرف راست زد
بی برو برگشت معنای حماقت می دهد...
با تشکر از ارسال کننده عزیز: یاردبستانی من..
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 11:49 توسط بی نشان
|
به وبـــگـاه اینترنتی