این روزها که می گذرد لحظه لحظه ایام عمرگران سپری می شوند  و تا فرا رسیدن هفتم خرداد دور روز دیگر باقی مانده است اکنون که نگارنده در حال تدوین این دل نوشته است حدود سه دهه و نیم از خداوند متعال عمر گرفته و از بدو طفولیت خویش در این شهر زندگی کرده است و روزهای تلخ و شیرین زیادی را در خاطره خویش از وقایع گذشته بر این شهر در خاطره دارد   ...روزی نظارگره پیکر مطهر شهدای شهر  بر دوش مردم و روزی قامت سوار شده یک کاندیدا بر شانه یک مرد پر غرور...و صدها تصویر ماندگاری که برای من و شما در نوع خود خاطره انگیز است...

شهر ما شهری است که مردان و زنان با غیرت آن در نخستین روزهای بیداری و استقامت بر ضد رژیم ستم شاهی فریاد آزادی و آزادی خواهی سردادند و باتشکیل گروها و انجمن های مختلف در شهر نهاوند برزول ، گیان و.. با اتحاد و همدلی راه را بر ای استقرار حکومت اسلامی  هموار ساختند.. شکنجه ها خوردند، تبعیدها کشیدند و متحمل رنجها و مشقات زیادی در راه عمل به منویات رهبر کبیر انقلاب شدند..

دفاع مقدس شروع می شود و گروه گروه از مردم این دیار روانه مناطق جنگی جنوب و غرب می شوند و با اهداء جان عزیز خویش صحنه های بی بدیلی را در تاریخ انقلاب به نام نهاوند و نهاوندی ثبت می کنند مصداق و مدعای نگارنده وجود 850شهید سرافراز است که در گلزارهای شهداء این منطقه مدفون و همچون ستارگانی فروزنده چراغ راه عام خاص می باشند.

شهرنهاوند از دیدگاه نگارنده با این همه ظرفیت و پتانسیل وسابقه غنی فرهنگی  رشدی همسان و برابر با شهرهای اطرافمان نداشته است و شاید وضعیت توسعه  همطراز با دهستان های مجاور قیاسی مع الفارق نباشد...

نگارنده متن معتقد است که در زمان طفولیت خویش بارها دست در دستان مادر داشته و به نهاوند سفر کرده است و این شهر از دهه 60تا کنون  از لحاظ مبلمان شهری و ساخت و سازها و مهندسی تغیرات زیادی نداشته است و دیدن دیوارهای کهنه شهر تداعی گر خوبی برای خاطرات گذشته و روزهای سفر با مادر به کهن شهر نهاوند است...

ازسوئی دیگر این شهر فاقد کارخانه و کارگاه است جوانان و نوجوانان فارغ التحصیل ما برای امرا معاش و گذران زندگی مجبور به هجرتند و باید برای ادامه زندگی و تهیه حداقل ها به شهرهای دیگر رفته و وبا کوهی از مشکلات زندگی خود را اداره نمایند...

اقتصاد وکشاورزی ، وضعیت فرهنگی واجتماعی ،گردشگری و توریسم سراب های جوشان و خروشان و کم نظیر ، جاده های هولناک و مرگ آفرین  ، وضعیت عمرانی و ساخت و سازهای غیر مجاز اصحاب ذی نفوذ ، جمعیت چند ده هزاری جوانان بیکار  این کهن شهر فراموش شده و از همه مهمتر نبودن صنایع تولیدی و تبدیلی در منطقه از جمله هزاران دردی است که باید در طول نمایندگی این مردم زحمتکش و محروم برای رفع آنها برنامه ریزی شود...

 نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی باید دارای قاطعیت تمام باشد و از منافع مردم و موکلان در برابر سیاست های غلط بعضی متولیان درحوزه های مختلف دفاع نماید و به هیچ عنوان راضی نباشد که بخاطر زرق و برق های فریبنده مدیریت و مسولیت چه در داخل و چه در خارج از استیفای حقوق مردم دور بیفتد...

همه ما نهاوندی و ازجمله شخص نماینده فرزند این آب و خاکیم و دفتر افتخارات این شهر را همه بهتر از یکدیگر می دانیم و بر آن آگاهی کامل داریم و بارها آن را مرور کرده و برای همدیگر بیان می کنیم

ای کاش روزی فرا رسد که نام نهاوند به جایگاه واقعی و حقیقی خود برسد و با زدودن آثار فقر و بی توجهی از چهره این شهر همگام و همراه با سایر شهرهای پیرامون که در دهه های گذشته از جمله دهات نهاوند بوده اند قله های ترقی و پیشرفت را طی بنمائیم   و این تکلیف شخص نماینده منتخب را ،بسی سنگین نموده است....

نماینده این مردم باید بداند که سرانجام روزها و ماها و سال ها می گذرند و بعد از 4سال مردم انتظار دارند که نتیجه انتخابشان را لمس نمایند..وببینند آنچه را در مراسمات و تبلیغات انتخاباتی از آن بکرار نام برده و بر آنها تاکید شده است...

امید آن داریم که بعد از اتمام عمر این مجلس چونان ادوار گذشته کارنامه قابل دفاع و پر افتخاری را از نماینده منتخب مردم نهاوند نظاره گرباشیم ... انشا الله و به امید آن روز...

 

نگارنده : علی ترکاشوند