شهید غلامحسین بابائی از برزول شهید شاخص نهاوند در سال 95 شد
شهید غلامحسین بابائی از جمله 52 شهید شهر برزول است که در دوران دفاع مقدس
|
جای عکس |
شهید : غلامحسین بابایی
تاریخ ولادت : برزول - سال 1343
تاریخ شهادت : 16/06/1366
محل شهادت : کامیاران – سرچین
زندگی نامه سردار رشید اسلام شهیدحسین بابایی
در زردی کبود هیچ خدمتی بالاتر از خدمت درکردستان نیست . « شهید دستغیب »
در سال 1342 شمسی در حالی که می رفت پایه های اصلی انقلاب به دست امام عاشقان و مراد عارفان شکل گیرد و بنای ظلم ستیزی به دست ابر مرد تاریخ استوا گردد .
در شهر برزول از توابع شهرستان نهاوند که دارالمومنین لقب گرفته بود در یک خانواده ی نسبتا" متوسط و مذهبی کودکی پای به عرصه دنیا نهاد که او را حسین نام نهادند همنام سرباز وفادار سلاله ی پاک حسین (ع)(امام خمینی ) و شهید راه حسین زهرا (ع) گردد .
وی دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی خود را در برزول سپری کرد و در زمان شکل گیری انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) همواره در راهپیمایی و تظاهراتهایی که بر علیه حکومت ظالم و ستمگر شکل می گرفت شرکت می نمود و حضوری مستمر داشت .
بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 1358 در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان مشغول به کار شد .
با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه حکومت نوپای اسلامی و همزمان با شروع غائله کردستان مشتاقانه به جبهه شتافت و به علت علاقه ای فراوان به سپاه پاسداران در سال 1361 رسما" به عضویت نهاد مقدس درآمد .
او مدتی را در یکی از پایگاه های کامیاران مشغول خدمت شد و بعد از مدتی کوتاه به خاطر لیاقت و شایستگی های مدیریتی ذاتی اش به عنوان فرمانده گروه ضربت معرفی شد .
وی به خاطر عشق فراوان در خدمت به مردم محروم کردستان و از طرحی به علت حساسیت های امنیتی منطقه از طرف فرماندهی به عنوان جانشین گردان حضرت رسول (ص) در شهرستان سقز منصوب شد که در این مدت مبارزات چشمگیری را علیه اشرار و ضد انقلاب مخصوصا" احزاب منحله دمکرات و کومله انجام داد و چندین بار بوسیله ی احزاب مذکور و اشرار منطقه مورد تهدید و حمله قرار گرفت و هر بار به کمک و عنایت خداوند متعال نقشه هایش نقش بر آب می شد و موفق به ترور وی نمی شدند .
بعد از مدتی به دستور فرماندهی سپاه سنقر (شهید حاج همت ) از سقز به کامیاران منتقل شد و در آنجا به عنوان فرمانده گردان انصارالله و مسئول محور سرچین – کامیاران که محل تردد و تجمع اشرار منطقه بود و منصوب و مشغول خدمت می شود که در این راستا به علت ضربات سنگین بر پیکر احزاب منحه ( کومله و دموکرات ) به وی کمین زده می شود و برای کشتن او جایزه تعیین می کنند که سرانجام بعد از بازدیدی که از محور سرچین به کامیاران داشت در یک در گیری ناجوانمردانه دشمن ضد انقلاب به علت اصابت موشک آر پی جی به خودرو وی در شهریور ماه سال 1366 به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و روح پاک و بی آلایش و بی قرارش عاشقانه به لقا الله می رسد و به یاران رفته و همرزمان شهیدش می پیوندد و شمع وجودش با سوختنی آگاهانه و از سر شوذ و شوق روشنی بخش رهروان کوی ولایت می گردد .
دشمن سرخورده و زخمی از کینه ای که از یاران امام به دل داشت از شهادت او مسرور می گردد و این عمل ننگین خود را جشن می گیرد و شهادتش را به مثابه ی یک پیروزی بزرگ برای خود می داند غافل از آنکه شهادت معراج واقعی مردان خدا و نشان افتخار آمیز یاران امام و اولیا الله است .
شهید بابایی همچون مسیح کردستان ( شهید محمد بروجردی ) همواره به مردم کردستان عشق می ورزید و رفتن از کردستان را کفران نعمت می دانست و همین عشق او او را در کردستان ماندگار کرد و مرغ جانش در آسمان همان منطقه به پرواز درآمد پیکر پاک او در زادگاهش به خاک سپرده شد و مقبره اش چونان مقبره دهها شهید سرافراز دیگر برزول زیارتگاه عاشقان و عارفان است .
سردار شهید حسین بابائی انسان وارسته و والامقامی بود که که جان عزیز خود را در راه اعتلای اسلام ناب محمدی و حاکمیت ارزش های الهی هدیه کرد. پاسدار شهید بابائی به هنگام ورود به سپاه از همان اوایل خدمت درمنطقه جنگی کردستان مسولیت های زیادی داشت و فرمانده گروهان و گروه ضربت درکامیاران بود. بعد از آن در سال 64 بنا به درخواست فرمانده وقت سپاه سقز سردار حاج ولی الله همت راهی آن دیار شد و درمدت چند سالی که در آن منطقه بودضربات مهلک و قابل توجهی به گروهک های ضد انقلاب وارکرد و در کنار جهاد در کمک به مردم محروم نیز فعالیت های زیادی کرد و فعالیتی چشمگیر در این حوزه داشت. او خاری بود درچشم دشمنان و ایادی استکبار، کوموله و دموکرات ...
سپس مجددآ به کامیاران بازگشت و این بار
با کوله باری ازتجربه و دانش ها نظامی فرمانده یکی از محورهای خطرناک و حادثه خیزمنطقه سرچین کامیاران (فرماندهی گردان انصار الله) را به ایشان سپردند که درهمان منطقه درتاریخ 16/06/66جان عزیز خود را فدا کرد تا اسلام زنده بماند...
شهید حسین بابائی به اقامه نماز اولوقت پایبند بود و در این زمینه جدیت قابل توجهی داشت .
شهید بابائی جدای از امورات ستادی و تدابیر لازم برای فرماندهی ،جنگجوئی تیزهوش و زبده بود هر وقت دشمن از وجود وی در منطقه باخبر می شد انسجام خود را از دست می داد.ضمن اینکه شهید بابائی در عملیات های مختلف ضربات مهلکی به جبهه دشمن وارد می ساخت.
برای کمک به مردم ازهیچ کوششیدریغ نمی کرد دریکی از روستاهای سقز به نام احمد آبالد واقع در کلومتر 17بوکان_ سقر هنگامی که ما با چند نفر رزمندگان به داخل روستا رفتیم شهید حسین بابائی در ابتدای روستا بریکی از ارتفاعات مشرف به روستا سنگر گرفت و به دلیل رصد هوشمندانه به داخل روستا نیامدوقتی خواستیم که او نیز ما را همراهی کند با جدیت گفت: شما بروید من این جا می مانم و شما را تامین امنیتی می کنم و درست نیست که همه با هم به داخل روستا برویم چرا که آن روستا هواداران زیادی در میانکوموله و دموکرات داردو چند روز قبل ضربات سختی از نیروهای ما خورده بودند همین که به وسط روستا رفتیم خود را در محاصره آنان دیدیم ولی ازآنجائی که شهید با بائی در نقطه استراتژیک سنگر گرفته بود دشمن گمان کرده بود که نیروی زیادی در اطراف روستا در کمین برای عملیات هستند چرا که دیده بان دشمن شهید بابائی را رصد کرده بود و لذا احساس کرده بودند که در محاصره قرار گرفته اند و بر این اساس از حمله به ما صرف نظر کردند واین درحالی بود که لوله های اسلحه را به سمت ما نشانه گرفته بودند .. آنجا بود که ما یکی از الطاف خداوندی و تدبیر عملیاتی سردار شهید بابائی را دیدیم وآرزوی دشمن را برای چشیدن طعم پیروزی رابر دلهای ناپاکشان گذاشتیم.
به وبـــگـاه اینترنتی