اندر حکایت حمام به عنوان اثر تاریخی ویا نیاز زیستی
با تشکر از نویسنده متن: برادر عزیز ع - گودرزی
هرچند حمام قدیمی برزول یادگاری ارزشمند از دوران های بسیار دور تاریخی است والبته گسترش شهر نشینی و وجود حمام های خانگی در منازل جدید و البته به صرفه نبودن هزینه تامین و نگهداری آن چندین سال است که متروکه و بلا استفاده مانده واحیانا محل جولان مور و مورچه وموش و.. قرار گرفته است ولی به نظر ذکر این نکته را لازم بلکه ضروری پنداشتم درج این مطلب این جانب را نه از نگاه تاریخی وحفظ اثار باستانی و وقدمت بنا که صد البته در جای خود دارای ارزش است وما داگار والحق باید این میراث گرانبها را پاس داشت .بلکه این جانب را به یاد تعداد افرادی کهنسال وکم توان وناتوان از حیث جسمی ومالی سوق داد که از داشتن این امکان اولیه بی بهره وسخت محتاجند.... همانگونه که همگان می دانیم وجود حمام ومکانی برای تطهیر در هر شهرو روستایی از نیاز های اولیه جوامع انسانی است
در منابع روایى هم از قول پیامبر (ص)نقل شده،: "النظافة من الایمان.]نظافت و پاکیزگى از ایمان است. و این بدان معناست که شخص با ایمان، چون مؤمن است پاکیزه هم هست و سر منشأ پاکیزگى ایمان است و یا این که بخشى از ایمان را پاکیزگى تشکیل مىدهد و والبته نمىشود کسى در ادعاى ایمان خود صادق باشد و در عین حال توجهى به پاکیزگى نداشته باشد.
نمی شود در جامعه اسلامی زندگی کرد به نیاز های همه اقشار وگروه های جامعه توجه نکرد در حکومت اولیا الهی همه موجودات از نظر دور نگاه داشته نمی شوند در هر شهر و هر جایی باید همه را مد نظر قرار دهیم مدیران وتصمیم گیران شهری باید فکری به حال این مشکل کوچک که تعدادی اندک از ساکنین برزول واحیانا مسافرین وگاها کارگران و... از نداشتن ان در رنج هستند باشند.
آیا می دانید که تعدادی محدود در شهرمان هستند که از داشتن حمام محرومندونمی توانند خود را تطهیر نمایند ؟
ایا به فکر افراد کهنسال وناتوان در جامعه شهرمان که از داشتن حمام در رنج هستند هستیم؟
.ایا نباید مدیران شهر نسبت به رفع نیاز های عمومی و اولیه ساکنین پاسخگو باشند؟
ایا افراد ناتوان وکم توان برای رفع حاجت وپاگیزگی باید به منازل اشنایان و روستا های اطراف و بروند ؟
ایا نباید شهرداری وشورای شهر و ومدیران ذیربط نسبت به پیگیری و حتی تخصیص اعتبار وبه نوعی دادن سوبسید وهر چه نامش می نهید چاره ای کنند؟
..غرض از نوشتن این چند سطر یاداوری مشکل کسانی است که نه زبان یادآوری دارند ونه قلم نوشتن ونه پای پیگیری ونه روی گفتن .توخود حدیث مفصل دان از این مجمل.
به وبـــگـاه اینترنتی