دریافتی از برادر عزیز نعمت رئیسی:

سلام بر زادگاهم
سلام برزادگاهم،جایی که در آن به دنیا آمدم و رشد یافتم،
جایی که برای اولین بار بر نیمکت نشستم و با معلم و تخته سیاه و گچ آشنا شدم،
سلام بر مدرسه ی ماندگار جامی،
سلام بر گرد و غبار های گاه و بیگاهش،
سلام بر جوی ها و نهرهای بیمارش،
سلام بر مردم دیندارش،
سلام بر زنان و مردانش،
سلام بر کشاورز و عایداتش،
سلام بر بیشه ها و باغ های بی حاصل و خشکیده اش،
سلام برکوچه باغ های منتهی به صحرایش،
سلام برگندم زارهاش،
سلام بر مسافران و میهمانانش،
سلام بر خاک خفتگانش، سلام بر شهیدانش
سلام بر قبرستانش -سلام بر سنگ قبرهایی که در اثر زمان نوشته هایش از بین رفته و گویی نوشته ندارد،
سلام برقبرهای بی کس و کاری که فاتحه خوان ندارند،
سلام بر عاشقان و دل های پاک جوانانش،
سلام بر بازی های محلی-سلام بر زمین فوتبال خاکی
سلام بر خانه های سازمانی بوره
سلام بر قدیمی خانه های خشتی ،
سلام بر مهدیه آن پایگاه مردم انقلابی که رازهای نهفته در دل دارد
سلام بر آب روان و دشت و صحرا،
سلام بر تک درخت چنارسایه گستر،

سلام بر آب چاه عمیقی که غروب ها کوزه هامان پر می شد از آب گوارا ،
سلام بر شرکت نفت و صفهای پوت (گالن)
سلام بر حمام قدیمی که از سر لطف یکدیگر را می شستیم و برای رفع کدورت بر سر هم آب می ریختیم،
سلام بر سلمونی قدیمی عمو نبی
سلام بر ریش سفیدانی که همیشه بزرگ بوده اند و خواهند بود،
سلام برمادرانی که همیشه بزرگوار بوده اند و خواهند بود،
سلام بر شب نشینی های فراموش شده،
سلام بر عروسی های بیاد ماندنی و سنتی،
سلام بر سفرهای زیارتی و آن همه چاوشی،
سلام بر بی ریایی و یک رنگی های قدیمی،
سلام بر دوستان قدیمی و صمیمی
سلام بر رفت و آمدهای دستِ جمعی ایام عید نوروز،
سلام برعزیزانی که طی سالیان از میان ما رفتند و جایشان خالی است،
سلام بر بانیان وکسانی که نخستین خشت تکیه ها و مساجد را بنا نهادند و چراغی بر افروختند، همان ها که هرگز نامی از آن ها برده نمی شود،
سلام برخادمان مسجد و حسینیه ها و همه ی کسانی که برای آبادانی روستا زحمت کشیدند،
سلام بر همه ی بندگان خوب خدا، وسلام بر برزول.