کبری، تصمیـم نمی گیرد

    دهقان ، فداکاری نمی کند  

پسر ِ شجـاع ، ترسو شده است  

لوک ، بــدشانسی می آورد  

پلنگ ِ صورتی، زرد شده است   

میتـی کومان، استعفـا داده است

پروفسور بــالتازار، جعلی مدرک گرفته است      

ای کیــو ســان، مـُـدل ِ مو عوض می کند  

دو قلـــوها،دست هــم را نمـــی گیــرند  

         رابین هـود، بــا دزد ها رفیق شده است      

 پینوکیـو، به فکر جراحی  بینی است

یـوگی، دوستـانش را مـی فروشـد  

پـت و مـت،منظم شده اند 

دخترکبریت فروش،کارخانه دارد

         ولی چوپـان دروغگو،

             هنوز هم دروغ می گوید....