حکم اعدام بود...

اعدامی لحظه ای صبر کرد و بوسه ای بر طناب دار زد ،

دادستان گفت

 صبر کنید ،آقای زندانی این چه کاریست؟!

 زندانی خنده ای کرد و گفت؛

 بیچاره طناب نمیذاره زمین بیافتم؛

ولی آدمها!!! بدجوری زمینم زدن !!